زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
 
 
جمعه 20 فروردین 1395 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با عرض تبریک سال نو خدمت همه دوستان وبلاگی عزیز که از خیلیاشون اصلا خبری نیست , البته به همشون حق میدم مشغله زندگی ما تو این دنیای مدرن انقدر زیاد شده که دیگه کسی وقت و حوصله خواندن نداره , امسال برای من سال خیلی مهمیه , تا تیرماه تو مقطع کارشناسی به امید خدا فارغ التحصیل میشم و باید تصمیم بگیرم که در مقطع ارشد ادامه تحصیل بدم یا برم سربازی البته برای سربازی ام یه فکرایی دارم , ولی کلا دو دل هستم که باید چیکار کنم , از یک طرف خسته شدم از این یکنواختی , همش درس , گذشتن از تفریحات , شب بیداری , فشار ها و استرس های درسی , مشکلاتی مثل رودرواسی برای گرفتن پول از پدر و ... البته خیلی ها میگفتند که میتونی در کنار درس خواندن کار هم بکنی که من اصلا این موضوع رو قبول نداشتم , به چند دلیل : یکی از مشکلات جامعه ما اینه که هیچ کس تو جایگاهی که باید باشه نیست مثلا کسی که داره درس میخونه باید کل حواسش به درس خواندن باشه نه این که از هفت روز هفته نصفش رو در دانشگاه باشه و نصف دیگرش رو در کار , اینجوری نه در کار موفق میشه نه در دانشگاه , متاسفانه اکثر کسانی ام که مشغول به کار هستند در زمینه تحصیلی خودشون کار نمی کنند و این یعنی تباه کرن عمر خود , بگذریم اصلا نمی خواستم در مورد این موضوع بنویسم نمی دونم چی شد ...

در مورد کنکور بگم که اصلا نخواندم یعنی وقت نکردم که بخوانم ترم پیش بیشتر تمرکزم رو گذاشتم برای فارغ التحصیلی در خرداد  ,برای قبولی در ارشد رشته مکانیک با این همه درس سنگین حداقل یک سال زمان لازم است,  و با شناختی که از خودم دارم , میدونم که حوصلم نمیگیره یک سال پشت کنکور بمونم و درس هایی رو که یکبار خوندم دوباره بخونم    .این ترم پروژه و کار اموزی ام برداشتم , که پروژه ام برای خودش داستانیه از گیر اوردن کاتالوگ و رو زدن به همه گرفته تا مشکلات طراحی و تحلیل , چند ماهی هست که درگیر کارهای پروژه هستم امیدوارم بتونم تا اردیبهشت تمومش کنم و دفاعیه پروژه رو انجام بدم . خلاصه پای ماندن راه رفتن در دو راهی مانده ام , نمی دونم چیکار کنم از یک طرف اردیبهشت کنکور دارم , دفاعیه پروژه دارم , از چند هفته اینده باید برم کار اموزی , و برای کنکور وقت نکردم درس بخونم , از طرفی ام دوست دارم ارشد بخونم , نمی دونم اگه برم سربازی و بیام حس وحال درس خوندن رو دارم یا نه , یا بعد از سربازی که 2 سال طول میکشه وضعیت اقتصادی و کار چه جوری میشه , خلاصه تو امپاس شدید قرار گرفتم , البته خدا همیشه هوای من رو داشته با این که به نظر خودم بنده خیلی خوبی ام براش نبودم . همیشه بهترین اتفاقات رو در سر راهم قرار داده , بعضی وقت ها ام اتفاقاتی برای پیش اومده که ناراحت شدم ولی گذر زمان نشون داده که , همون اتفاق هم به نفع من بوده , این دفعه ام از خداوند میخوام اون چیزی رو که به صلاح من هست در سر راهم قرار بده . شاید تا تیر ماه مشخص بشه که به سربازی میرم یا ارشد , حتما اتفاقاتی که برام پیش بیفته رو مینویسم , حالا یا خاطرات سربازی یا خاطرات مقطع جدید ( البته این موضوع میمونه برای تیر یا مرداد )


http://s6.picofile.com/file/8246376250/farhad_2.jpg







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


----------------------------------------
عضو باشگاه نویسندگان جوان
میهن بلاگ
----------------------------------------
ارزش هر کس به فکر
اوست نه به ظاهر او
------------------------------------
اگر زندگی شما ارزش زندگی
کردن را دارد، حتما ارزش
نوشتن را هم خواهد داشت
------------------------------------
این وبلاگ دلنوشته هایی
است از خودم می نویسم ...
گاهی از جنس روزمرگی ها
گاهی از مشکلات اجتماعی
گاهی از اتفاقات پیرامون
و گاهی از دلخوری ها ...
-------------------------------------
اگر کسی را نداشتی که
به او فکر کنی به اسمان
بیندیش زیرا درآن کسی
هست که به تو می اندیشد ...
خودمون رو وابسته به متغیری
به نام انسان نکنیم ...
اگردلت گرفت سکوت کن
این روزها کسی معنای
دلتنگی رانمیداند.
-----------------------------------------

مدیر وبلاگ : فرهاد مهدی
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

AvaCode.69