زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
 
 
دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

بهتر است کمی واقع بین باشیم برخی از ما تصور میکنیم هر کس ریش , یقه بسته و تسبیح به دست داشت انسان خوبی است و هرکس بدون ریش و با ظاهر جوان های امروزی بود انسان بد و بدون خدایی است . ملاک خوب بودن افراد عمل به کارهایی است که خداوند به ان توصیه کرده نه تظاهر به خوب بودن با ریش , تسبیح و ...

 

البته جمع بستن همه افراد با هم کار درستی نیست , هنوز هم انسان هایی هستند که چنین چهره ظاهری دارند ولی انسان های بسیار پاک و معتقدی هستند , تعدادشان کم است ولی خوشبختانه نسلشان هنوز منقرض نشده .

 

مشکل بعدی ما این است که هرکس بنا بر سلیقه و نفع خود اسلام را تفسیر میکند , که نتیجه این میشود که هرکسی هرچه میکند به پای دین و مذهب میگذارد . و انسان های بسیاری را از حقیقت اسلام دور میکند . آن وقت اگر کسی بخواهد جلوی این فرد منحرف را بگیرد که این چنین نظریه ای را ترویج میکند ، به او برچسب های گوناگون زده میشود  . دین یک قانون است ، حال اگر آن قانون پیاده شود و انسانها آن قوانین را در خود و زندگی خود رعایت کنند ، آن وقت می توان گفت که این شخص دین دار است . اما اگر از دین هیچ اثری جز نام آن نباشد ، و فرد تنها نام اسلام را یدک بکشند نمیتوان گفت که او دین دار و با خداست . مشکل از قانون نیست از عمل نکردن به قانون است . اسلام را در ذات خود هیچ عیبی نیست آنچه عیب است از تفسیر ماست .

 

من که به شخصه حالم از انسان هایی که تظاهر به خوب بودن میکنند بهم میخوره . من یه اقایی رو دیدم که جای مهر روی پیشونیشون افتاده بود به خودم گفتم مگه این اقا روزی چند ساعت نماز میخونه که پیشونیش این قدر سیاه و کبود شده در صورتی که سن زیادی هم نداشت که بگیم در طول زمان جای مهر افتاده , واقعا نمیدونم به این ادم ها چی باید گفت ...



http://s5.picofile.com/file/8136659292/می_خور_که_صد_گناه_ز_اغیار_در.jpg

 

از غزل حافظ :

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

 

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

 

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

 

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

 

از غزل حافظ :

 

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

 

بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

 

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

 

باده از "خون رَزان" است نه از خون شماست

 

رباعی خیام :

 

شیخی به زن فاحشه گفتا مستی

 

هر لحظه به دام دگری پابستی

 

گفتا : شیخا ! چنانکه گویی هستم

 

تو نیز چنانکه می نمایی ، هستی ؟

 

--------------

 

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

 

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

 

تو غَره مشو که می می نخوری

 

صد لقمه خوری که می غلام است آن را

 

ای واعظ شهر از تو پر کارتریم

 

با این همه مستی ز تو هُشیارتریم

 

ما خون رَزان خوریم و تو خون کسان

 

انصاف بده کدام خونخوارتریم


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


----------------------------------------
عضو باشگاه نویسندگان جوان
میهن بلاگ
----------------------------------------
ارزش هر کس به فکر
اوست نه به ظاهر او
------------------------------------
اگر زندگی شما ارزش زندگی
کردن را دارد، حتما ارزش
نوشتن را هم خواهد داشت
------------------------------------
این وبلاگ دلنوشته هایی
است از خودم می نویسم ...
گاهی از جنس روزمرگی ها
گاهی از مشکلات اجتماعی
گاهی از اتفاقات پیرامون
و گاهی از دلخوری ها ...
-------------------------------------
اگر کسی را نداشتی که
به او فکر کنی به اسمان
بیندیش زیرا درآن کسی
هست که به تو می اندیشد ...
خودمون رو وابسته به متغیری
به نام انسان نکنیم ...
اگردلت گرفت سکوت کن
این روزها کسی معنای
دلتنگی رانمیداند.
-----------------------------------------

مدیر وبلاگ : فرهاد مهدی
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

AvaCode.69