زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
 
 
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : فرهاد مهدی
http://s8.picofile.com/file/8274660268/Veblog2.png
 

لینک فونت وبلاگ ( B koodak ) :

323 دانلود 323






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 10 مرداد 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی
امروز که دارم این مطلب رو مینویسم شانزده روزه که پدر بزرگم رو از دست دادم , چند روز اول واقعا شکه شده بودم و تا زمانی که پدر بزرگم رو خاک نکرده بودیم باورم نمیشد که از دستش دادیم , من عاشق پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها ام چون حس میکنم خیلی انسان های پاک و ساده ای هستند اینو میشه از چشماشون فهمید . کاش که الان زنده بود و میتونستم اینو بهش بگم . بعضی وقت ها ما انسان ها چیزهایی رو در کنارمون داریم و قدرشون رو نمی دونیم و بعد از دست دادنشون میفهمیم که چه گوهرهایی در کنارمون بودن و از خدا به خاطر داشتنشون شکر نکردیم , پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها حکم ستون های خانواده رو دارند و وقتی از دستشون میدیم جمع های خانوادگی هم کم رنگ تر میشند . من بعضی وقتها به خدا میگم , خدایا شکربابت چیزهایی که دارم و قدرشون رو نمیدونم . بعد از مرگ پدر بزرگم صحنه هایی رو دیدم که واقعا جای تاسف داشت , ما انسان ها فکر میکنیم که مرگ فقط برای دوستان , اشنایان , همسایه  و فامیله , و اصلا به سراغ ما نمیاد و همش داریم حرص دنیا رو می خوریم .

مرگ به دست ما نیست و نمی توانیم ان را حذف کنیم . بهترکه بگیم سهم هر کس از مرگ عادلانه بوده و سهم هیچ کس ضایع نمی شود. خیلی چیزها، و اتفاقات، ممکن است که نصیب ما نشود , ولی آسوده خاطر باشید که حتی اگر سرمان شلوغ باشد و نتوانیم به مرگ فکر کنیم یا برای آن برنامه ریزی کنیم، بازهم سهم و نوبتمان در دفتر خدا محفوظ است .


http://s5.picofile.com/file/8132999992/sshot_1.jpeg

 

ای کاش گذر زمان در دستانم بود

آنوقت لحظه های با تو بودن را

آنقدر طولانی می کردم که برای بی تو بودن دیگر وقتی نمی ماند .

چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.

همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند .

گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید .

تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی ( دوستت دارم )






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 تیر 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

شاید انصاف تو این دوره و زمونه واژه غریبی باشه , و در خودمون و اطرافیانمون کم رنگ تر شده باشه که واقعا جای تاسف داره . من سعی میکنم موضوعاتی رو برای وبلاگم انتخاب کنم که به دردمون بخوره . میتونستم پنج خط جوک بنویسم که دوستان خوششون بیاد و کلی بخندند , ولی حس کردم که این موضوع میتونه تو زندگیمون مهمتراز جوک باشه امیدوارم که مفید باشه .


انصاف یعنی اینکه خود را جای دیگران قرار دهیم . یکی از پایه های روابط انسانی انصاف است . هرچقدر انصاف پایه های یک زندگی را محکم می کند و به روابط خانوادگی و اجتماعی استحکام می بخشد بی انصافی منجر به بی اعتباری می شود .همه ما انصاف را دوست داریم و دلمان می خواهد نسبت به ما منصفانه رفتار و قضاوت شود برخوردهای غیرمنصفانه به شدت ما را می رنجاند و خاطرمان را آزرده می سازد . اما با همه این آگاهی ها متاسفانه خواسته یا ناخواسته بندرت انصاف را رعایت می کنیم . در واقع انصاف از ان گوهرهای بسیار قیمتی و ارزشمند است که مشتری واقعی ان کم است .


انصاف با همهء معنایی که در بر دارد ...

در میان افراد و خانواده‌ها جای آن خالی است ... انصافی که در دانشگاه ها و محیط کار وجود ندارد ... انصافی که در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها غایب است ...


انصاف در اسلام یک ارزش مطلق است نه نسبی ، یعنی یا انصاف است یا بی انصافی ، و انسان یا منصف است و یا بی انصاف ، و ممکن نیست که شخصی در یک آن هم منصف باشد و هم بی انصاف .


با وجود اخلاق انصاف است که می‌توان به عالـم اعتماد کرد و با وجود انصاف است که می‌توان نوشتۀ روزنامه‌نگاران را با خیال راحت پذیرفت و یا به مسئولان اعتماد کرد ...


روایتی از بزرگان وجود دارد که میگوید : سه خصلت است که هر که در خود داشته باشد ایمان را یکجا در خود جمع نموده است : داشتن انصاف , سلام گفتن پیش از دیگران و انفاق در حال تهی دستی


نمونه هایی از بی انصافی هایی که در جامعه هر روز با ان سروکار داریم :


بی انصافی درمورد قضاوت دیگران بی انصافی در خرید و فروش هایمان بی انصافی در مورد خانواده و دوستان

بی انصافی در مورد حق دیگران بی انصافی راننده تاکسی بی انصافی استاد های دانشگاه و شاگردان بی انصافی

در مورد انسان های نیازمند و ...

 



http://s5.picofile.com/file/8130073700/Presentation1.jpg

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 خرداد 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با عرض سلام خدمت همه ی دوستان عزیز بالاخره امتحانات ما هم تموم شد . داشتم با خودم فکر میکردم که

پست جدید وبلاگم رو چی  بزارم که به این نتیجه رسیدم که قشنگ ترین موضوع تو این ایام ماه رمضان میتونه

باشه . من که این ماه رو خیلی دوست دارم , چون خاطرات خیلی خوبی از این ماه دارم . من نماز خواندم رو از ماه

رمضان شروع کردم , و خیلی از اتفاقات خوب زندگیم تو این ماه رخ داده  .

 

این ماه چند تا ویژگی خوب داره :

 

تو این ماه دار و ندار یک رنگ میشن و در طول روز گرسنگی رو لمس میکنن .

 

تو این ماه مردم سعی میکنن کمتر گناه کنن و بیشتر به سمت ثواب میرن .

 

تو این ماه دزدی , زورگیری , کلاه برداری و ... کمتر میشه .

 

تو این ماه خدا انسان های زیادی رو می بخشه .

 

تو این ماه مردم سعی میکنن کمتر غیبت کنند .

 

تو این ماه برکت سفره ها بیشتر میشه .

 

تو این ماه انسان ها به خدا نزیک تر میشند و ...

 

کاش این همه ویژگی های خوب فقط تو این یک ماه رمضان نبود .

 

 

خوش به حال کسایی که از این ماه نهایت استفاده رو میبرند . میدونید که روزه برای خداست و خدا پاداشت اون رو

میده , امیدوارم که تو این ماه هر چیزی رو که از خدا میخواهید بهتون بده . و امیدوارم که از این ماه یاد بگیریم که

بهتر زندگی کنیم و فقط به فکر خودمون نباشیم . مثلا تو کشور خودمون خیلی ها هستند که در طول سال گرسنگی

میکشن و شب ها با شکم گرسنه میخوابند , شاید این ماه به ما کمک کنه که بیشتر به فکر انسان های نیازمند 

اطرافمون باشیم . و در اخر می توان از این ماه نتیجه گرفت , انسانی که می تواند یک ماه انسان نسبتا خوبی باشد

پس می توانیم در طول سال هم خوب باشد , سخت هست ولی غیر ممکن نیست ...


( با خدا باش پادشاهی کن , بی خدا باش هر چه خواهی کن )

 

 


http://s5.picofile.com/file/8165826576/ramasan12_www_20patogh_com_.jpg

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 خرداد 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

مقایسه جوانان های  امروزی با گذشته بی انصافی است , نسل قدیم در مقایسه با نسل امروز بسیار ساده زیست و سطحی نگر بود . یعنی زندگی بسیار ساده و بی الایشی داشتند كه مشكلات زندگی را برایشان آسان تر می كرد . اما امروزه جوانان با هزار و یک گرفتاری روبه رو هستند .


مجموعه تفاوت هایی كه میان دو نسل وجود دارد عبارت است از:

1- تفاوت در آرمان ها و هدف های دو نسل .
2 - تفاوت در مفاهیم دو نسل .
3 - تفاوت در الگویابی و گروه های مرجع .
4 - تفاوت در اصطلاحات روز مره دو نسل .
5 - تفاوت در ظاهر، پوشش و نوع سخن گفتن در میان دو نسل .
6 - تفاوت در انتظار از زندگی و به تبع آن تفاوت در سبك زندگی.


به نظر من توقع بروز رفتارهای نسل قدیم از جوانان امروزی كاملا نادرست و بی دلیل است . مثلا مردان در گذشته برای جمع اوری هیزم به كوه می رفتند كه تصور همچین كاری از جوانان امروزی بیشتر شبیه یه شوخی است . یا مردم در زمان  قدیم به سفر هایی دور با اسب و شتر می رفتند كه بسیار طاقت فرسا و سخت بوده كه امروزه مردم از پس آن بر نمی ایند . اصلا از خودمان بگوییم , قطعی برق حتی برای یك ساعت هم كلافه مان می كند , بدون موبایل تا حمام هم نمی رویم و از نشستن تو ماشین برای رفتن به مسافت های دور هم خسته می شویم و گردنمان درد می گیرد , خانه هایمان بدون تلویزیون , كولر , جارو برقی , فرش , یخچال و... قابل تصور نیست . پس ما هم تغییر كرده ایم زیرا دنیا تغییر كرده است.


البته این نكته را هم باید پذیرفت كه برخی خصلت های اخلاقی خوب گذشتگانمان كمرنگ شده  . همگی قبول داریم كه نسل قدیم از داشته های خویش لذت می برده هرچند این داشته ها و امكانات خیلی زیاد نبودند . شاید انها معنی زندگی را بهتر از ما درك كردند . انها فقط دنبال زندگی لذت بخش بودند و پول و كار را برای زندگی بهتر می خواستند ولی ما زندگی را برای تجملات و ادعا كردن می خواهیم .


به نظر من جوانان امروزی جوانان خوبی هستند چون ... !


جوانان امروز ، از سطح تحصیلات بالایی برخوردارند ، دید بازتری نسبت به دنیان پیرامونشان دارند ، مشكلات بیشتری نسبت به گذشته ها آنها را احاطه كرده است و آنها همواره ، درگیر یك مبارزه واقعی با سدها و موانعی هستند كه دیروز اصلا وجود نداشتند. اگر تمام دنیای جوانان دیروز ، روستا یا شهری بود كه در آن زندگی می كردند ، جوان امروز با دنیایی به معنای واقعی كلمه سر و كار دارد.

جوان امروز، در برزخ بین سنت و مدرنیته روزگار سختی را سپری می كند؛ ولی هنوز روی پای خود ایستاده و بنیان هویتیش را حفظ كرده است ، ولی چنین وضعیتی درباره جوان های دیروز، صادق نبود. جوانان امروز، به مراتب بیش از جوان های دیروز، در اندیشه آینده اند و این امتیاز كمی نیست. حركت علمی، برنامه محوری، عقل گرایی و اندیشمندی ، در جوانان امروز، به مراتب بیش از جوان های دیروز است و ...


بیایید جوان امروز را قدر بدانیم و هنگامی كه نقطه ضعفی در او می بینیم ، حواسمان باشد كه ده ها نقطه قوت نیز در نسل جوان امروز وجود دارد.


 باور كنید جوانان امروز، جوانان ارزشمندی هستند؛ ارزشمندتر از آنچه فكرش را می كنید .



http://s1.picofile.com/file/8124598018/143263_348.jpeg




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

بهتر است کمی واقع بین باشیم برخی از ما تصور میکنیم هر کس ریش , یقه بسته و تسبیح به دست داشت انسان خوبی است و هرکس بدون ریش و با ظاهر جوان های امروزی بود انسان بد و بدون خدایی است . ملاک خوب بودن افراد عمل به کارهایی است که خداوند به ان توصیه کرده نه تظاهر به خوب بودن با ریش , تسبیح و ...

 

البته جمع بستن همه افراد با هم کار درستی نیست , هنوز هم انسان هایی هستند که چنین چهره ظاهری دارند ولی انسان های بسیار پاک و معتقدی هستند , تعدادشان کم است ولی خوشبختانه نسلشان هنوز منقرض نشده .

 

مشکل بعدی ما این است که هرکس بنا بر سلیقه و نفع خود اسلام را تفسیر میکند , که نتیجه این میشود که هرکسی هرچه میکند به پای دین و مذهب میگذارد . و انسان های بسیاری را از حقیقت اسلام دور میکند . آن وقت اگر کسی بخواهد جلوی این فرد منحرف را بگیرد که این چنین نظریه ای را ترویج میکند ، به او برچسب های گوناگون زده میشود  . دین یک قانون است ، حال اگر آن قانون پیاده شود و انسانها آن قوانین را در خود و زندگی خود رعایت کنند ، آن وقت می توان گفت که این شخص دین دار است . اما اگر از دین هیچ اثری جز نام آن نباشد ، و فرد تنها نام اسلام را یدک بکشند نمیتوان گفت که او دین دار و با خداست . مشکل از قانون نیست از عمل نکردن به قانون است . اسلام را در ذات خود هیچ عیبی نیست آنچه عیب است از تفسیر ماست .

 

من که به شخصه حالم از انسان هایی که تظاهر به خوب بودن میکنند بهم میخوره . من یه اقایی رو دیدم که جای مهر روی پیشونیشون افتاده بود به خودم گفتم مگه این اقا روزی چند ساعت نماز میخونه که پیشونیش این قدر سیاه و کبود شده در صورتی که سن زیادی هم نداشت که بگیم در طول زمان جای مهر افتاده , واقعا نمیدونم به این ادم ها چی باید گفت ...



http://s5.picofile.com/file/8136659292/می_خور_که_صد_گناه_ز_اغیار_در.jpg

 

از غزل حافظ :

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

 

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

 

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

 

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

 

از غزل حافظ :

 

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود

 

بهتر از زهد فروشی که در او روی و ریاست

 

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم

 

باده از "خون رَزان" است نه از خون شماست

 

رباعی خیام :

 

شیخی به زن فاحشه گفتا مستی

 

هر لحظه به دام دگری پابستی

 

گفتا : شیخا ! چنانکه گویی هستم

 

تو نیز چنانکه می نمایی ، هستی ؟

 

--------------

 

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

 

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

 

تو غَره مشو که می می نخوری

 

صد لقمه خوری که می غلام است آن را

 

ای واعظ شهر از تو پر کارتریم

 

با این همه مستی ز تو هُشیارتریم

 

ما خون رَزان خوریم و تو خون کسان

 

انصاف بده کدام خونخوارتریم


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 فروردین 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با عرض سلام خدمت همه ی دوستانی که به وبلاگ من سرمیزنند .


امیدوارم که سال خوبی رو سپری کرده باشید و سال بهتری رو پیش رو داشته باشید . اولین موضوع وبلاگم رو در

سال 93 سخنان اموزنده بزرگان انتخاب کردم
 امیدوارم که مفید باشه و در طول سال جدید به دردمون بخوره ...



http://s5.picofile.com/file/8118285134/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B0474_2_.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8118285326/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B04744_2_.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8118285492/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B04745_2_.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8118285650/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B04746_2_.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8118285884/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B04747_2_.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8118286018/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B04748_2_.jpeg

http://s5.picofile.com/file/8118286184/_AE7B43F2_8F25_44F6_A2F5_2BDBB53B04749_2_.jpeg




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 اسفند 1392 :: نویسنده : فرهاد مهدی

بیچاره قسمت , که ما همه ی کارهای نکرده ی زندگیمان را به پای او مینویسیم .


یكى از معضلات اعتقادى در میان عموم مردم ، مسئله سرنوشت است كه به قسمت نیز تعبیر می ‏شود. آنچه در زبان

مردم شایع شده این است كه هر اتفاقى در زندگى انسان بیفتد سرنوشت او بوده و به اختیار خود او نیست و انسان

نمی ‏تواند سرنوشت خود را تعیین كند یا تغییر دهد . لذا باید خود را به دست تقدیر بسپارد و هیچ كارى انجام

ندهد ؛ چون هر آنچه مقدر شده اتفاق می ‏افتد و دست و پا زدن انسان فایده‏اى ندارد و چیزى را عوض نمی ‏كند؛

لذا هرچه بكوشد نمی ‏تواند مانع این مقدرات شود .

این‏گونه عقاید نه تنها در ذهن عوام مردم ، بلكه در ذهن افراد تحصیل‏كرده هم وجود دارد ، به گونه‏ اى كه مخالف این

عقیده را بی ‏اعتقادی می ‏دانند و تمام اتفاقات زندگى را با یك جمله كه این قسمت از جانب خدا بوده ، توجیه

می ‏نمایند.

ما انسانها به خواسته ی خود به این دنیا نیامده ایم ما محکوم نیستیم که چون خود به این دنیا نیامده ایم تسلیم

سرنوشت خویش باشیم . ما تلاش میکنیم , زندگی میکنیم اگرچه سختیها و مشکلات وجود دارد ولی تسلیم شدن

در برابر مشکلات و زانو زدن در برابر آن اشتباه بزرگیست .

سرنوشت انسان متأثر از افکار و عقاید درونی و عملکردهای خود , اطرافیان و جامعه ای است که در آن زندگی می

کند . که به نظر من میل و اراده ی خود فرد بیشتر از موارد دیگر در سرنوشت انسان دخالت دارد .

خداوند ، انسان را صاحب اراده آفریده، به او عقل و درایت و قوّه فهم و تشخیص داده  تا خود انتخابگر راه زندگی

و تعیین کننده مسیر سرنوشتش باشد ،

مثلا :

کسی که زندگی خوبی در تمام عمر نداشته وقتی ازش میپرسی که چرا سرنوشت زندگیت اینجوری شد میگه اینم

قسمت ما بوده در صورتی که وقتی به گذشتش نگاه می کنی میبینی که چقدر اشتباهات زیادی در زندگیش داشته

و در جواب این همه اشتباهات میگه قسمتم بوده .

یه اقایی برای اینکه از پله های پل عابر پیاده بالا نره از وسط اتوبان رد میشه و یه ماشین بهش میزنه و تا چند ماه تو

بیمارستان میمونه وقتی ازش میپرسی که چی شد میگه : هیچی بابا قسمت بوده که ماشین به ما بزنه .

واقعا مسخره نیست ...!


http://s5.picofile.com/file/8116825018/K15S12.jpg


http://s5.picofile.com/file/8116825392/K17S3.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 بهمن 1392 :: نویسنده : فرهاد مهدی

یادش بخیر ... ایامی که در مدرسه درس می خوندیم و درس انشاء داشتیم . یکی از موضوعاتی که در تموم


مدرسه ها به عنوان موضوع انشاء ارائه می شد این بود:


علم بهتر است یا ثروت ؟


 متاسفانه اگه الان از هرکس سئوال کنید با قاطعیت میگه ثروت . اگر چه علم رو هم دوست داشته باشه .


ثروت,  رفاه میاره , قدرت میاره , احترام میاره , شادی میاره , اما خوشبختی نمیاره , شاید خیلی از خانواده ها از

نظر مالی مشکلی نداشته باشن , ولی وقتی به زندگیشون نگاه میکنی میبینی که چقدر مشکلات دیگه دارن . وقتی ام

یکی خونه و زندگیشونو نگاه میکنه میگه اینا زندگی می کنن نه ما !


اینجاست که میگن هیچ وقت باطن زندگی خودت رو با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکن .


حالا بریم سراغ علم , ما با علم هم می تونیم به ثروت برسیم . نمیخوام شعار بدم ولی به نظر من علم بهتر است .


چون ...


1 - علم میراث انبیاست و مال وثروت میراث قارون .

2 - علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را , تو مجبوری حفظ کنی .

3 - برای شخص عالم دوستان بسیاری است ، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار .

4 - اگر ازمال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی برآن افزوده می‌شود .

5 - مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند ، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند .

6 - ممکن است مال را دزد ببرد ، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد .

7 - مال به مرور زمان کهنه می‌شود ، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد پوسیده نخواهد شد .

8 - مال و ثروت فقط تا هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند ، ولی علم ، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است .

9- مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند ، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود .

10 - ثروتمندان تکبر دارند ، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند ، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند .


http://s5.picofile.com/file/8112533900/e8caa017c3b355369d196dd31ffe50d2.jpghttp://s5.picofile.com/file/8112533634/499375_soOZhqui.jpg


************************************************************

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 دی 1392 :: نویسنده : فرهاد مهدی

هر جوری حساب کنیم ما دهه هفتادی ها نسل سوخته ایم :

تا مدرسمون تموم شد به تعطیلات مدارس یک روز اضافه شد .

گواهینامه گرفتیم بنزین سهمیه بندی شد .

دانشگاه رفتیم کلاس های مختلط رو از هم جدا کردن .

خواستیم تیپ بزنیم خیابونا پرگشت ارشاد شد .

اومدیم معافیت بگیریم ۹۹ درصد معافیت سربازیرو لغو کردن .

خواستیم تکنولوژی روز دنیارو تجربه کنیم تحریم ها شروع شد .

خواستیم یه کشور دیگه زندگی کنیم مشکلات اقتصادی جهانی شروع شد .

خواستیم یه ماشین بگیریم قیمتش دو برابر شد .

خواستیم یه نفس راحت بکشیم هوا الوده بود .

نه امید به اینده داریم , نه می تونیم یه موقعیت شغلی خوب داشته باشیم , نه می تونیم ازدواج کنیم .

بگذریم درست ما دهه هفتادی ها نسل سوخته ایم ولی خاطرات خوب هم داشتیم :

 یادش بخیر چقدر حرص میخوردیم وقتی روز تعطیل رسمی با جمعه تداخل داشت !

.

بچه های نسل امروز هیچوقت رابطه نوار کاست رو با خودکار بیک نمیفهمن !

.

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

همه ساکت بودند ناگهان خری گفت»

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

بچه کـــه بــودیم یکی از تفریحات سالم ما این بود:

که پنکه رو خاموش میکردیم,

یکم که سرعتش کم میشد, با انگشت پَره هاشو نگه میداشتیم

.

یادش به خیر زمانی که راهنمایی بودیم یه دبیر داشتیم هر موقع از دست ما عصبانی میشد میگفت:

گوساله ها خجالت بکشید من جای پدرتون هستم !

.

یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :

تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲ دقیقه دیگه میام !

بعد معلم می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو..

من که حلالشون نمی کنم!!!!!

.

یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم ، مامانمون میپرسید : چند میشیی ؟؟؟

با صدای بلند داد می زدیم ۲۰ !

.

یادش بخیر بچه بودیم اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد !

زنگ میزدیم مزاحم میشدیم ...

.

یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم

الانا خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن!

.

والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما ما ام میگفتیم: ما؟ میگفت: بله شما که نزدیک تلویزیون نشستی ، یکم برو عقب تر بشین! ما ام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقب تر! آقا ما ام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!

.

این روزا به بچه ها میگن “برو گم شو”

میره تو اتاقش ، بعد بابا مامانه خودشون میرن منت کشی !!!

قدیما به ما میگفتن برو گم شو ،

جا نداشتیم همینطوری مجهول بودیم الان کجا باید بریم !؟!؟!

اینم چند تا از عکس های خاطره انگیز کودکی هامون :


 







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   
درباره وبلاگ


----------------------------------------
عضو باشگاه نویسندگان جوان
میهن بلاگ
----------------------------------------
ارزش هر کس به فکر
اوست نه به ظاهر او
------------------------------------
اگر زندگی شما ارزش زندگی
کردن را دارد، حتما ارزش
نوشتن را هم خواهد داشت
------------------------------------
این وبلاگ دلنوشته هایی
است از خودم می نویسم ...
گاهی از جنس روزمرگی ها
گاهی از مشکلات اجتماعی
گاهی از اتفاقات پیرامون
و گاهی از دلخوری ها ...
-------------------------------------
اگر کسی را نداشتی که
به او فکر کنی به اسمان
بیندیش زیرا درآن کسی
هست که به تو می اندیشد ...
خودمون رو وابسته به متغیری
به نام انسان نکنیم ...
اگردلت گرفت سکوت کن
این روزها کسی معنای
دلتنگی رانمیداند.
-----------------------------------------

مدیر وبلاگ : فرهاد مهدی
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

AvaCode.69