تبلیغات
زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
 
زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
 
 
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : فرهاد مهدی
http://s8.picofile.com/file/8274660268/Veblog2.png
 

لینک فونت وبلاگ ( B koodak ) :

323 دانلود 323






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 خرداد 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

در روز 26 خرداد 1394 شاهد حضور 175 شهید گمنام در تهران بودیم . این شهدا  خط شکنان و غواصان عملیات کربلای چهار بودند . حکایت این شهدا حکایت انسانهایی است که بدون هیچ چشم داشتی و برای دفاع از اب و خاک و میهن و ناموسشان جان خود را فدا کردند . اری این شهدا همان دلیران کشورند که بدون هیچ ترسی دل به دریا زدند . تو این دنیا هیچ چیز با ارزش تر از جان انسان نیست , این رو انسان های مرفع جامعه بیشتر درک میکنند , شاید خیلی ها راضی باشند که همه ثروتشون رو بدن ولی یه چند صباحی بیشتر تو این دنیا زندگی کنند , هضم این موضوع که بدونی شاید چند ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی خیلی سخته , اعتقادات و انسانیت بالایی میخواد , خوش به حال همه شهدا و ما که همچین انسان هایی رو در کشورمون داریم که به مقام شهادت اعتقاد دارند . در جنگ ایران و عراق بعضی از نیروهای عراقی به دلیل فشارهای جسمی و روحی که بهشون وارد میشد دست به خود کشی میزدند ولی شهدای ما سخت ترین شکنجه ها را تحمل میکردند , این همون بحث اعتقاده . من انسان هایی رو میشناختم که در هشت سال دفاع مقدس , در کشور امریکا استاد دانشگاه بودند و در بهترین شرایط رفاهی بودند . ولی برای خدمت به کشورشون اومدن تو خط مقدم تا به کشورشون خدمت کنند , من واقعا هیچ توصیفی در مورد این انسان های والا مقام ندارم .

همه ی ما به این شهدا مدیون هستیم , اگه این شهدا نبودند شاید ایرانم الان یه کشوری مثل , افغانستان , پاکستان , عراق , سوریه و ... بود و ما الان عربی حرف میزدیم .

مراسم این شهدا خیلی با شکوه برگزار شد که این نشون دهنده علاقه مردم به این شهداست که با هر عقایدی ,  پوششی  , رنگی , سنی و طبقه ای اومده بودند . خدا رو شکر که مردم کشور مون هنوز بعد از گذشت سالها قدر ارزش هاشون رو میدونند .

و در اخر بگم که شهادت لیاقت میخواد که خدا به بندگان خوبش این مقام را میده . میدونید که اگرکسی در راه خدا به شهادت برسه همه ی گناهانش بخشیده میشه , ایشالا که خدا این لیاقت رو به همه ی ما بده ...


http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/478/1432257/1756.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان عزیز وبلاگی میدونم که نوشتن فقط یک موضوع در ماه وضعیت قابل قبولی نیست , خودمم از کم کاریم راضی نیستم ولی چه کنم اگه بخواهم توضیح بدم باید دوباره شروع کنم به نوشتن بهونه ها . بگذریم میخوام یه کم در مورد جوانی کردن بگم موضوعی که امروزه خیلی بین افراد جامعه و جوان ها گفته میشه , ولی واقعا این تعریفی که از جوانی میشه درسته .

یک عده میگن جونی یعنی عشق و حال کردن مثلا : تفریحات ناسالم ، بدحجابی . آمار بالای استفاده از مشروب و قرصهای نشاط آور ، دوستی های خیابانی ، پایین آمدن سن ارتباط نامشروع ، قلیان و سیگار و بالاخره مواد مخدر و دهها معضل دیگر اما واقعا این گونه جوانی کردن درست است یا تباه کردن جوانی است . ما فقط از جوان  و جوانی كردن میگیم اما از تعریف درستش حرفی نمیزنیم . بله من هم میگم باید جوانی كرد ، آن هم نه تنها در دوره جوانی، بلكه در همه دوره‌ها و حتی در پیری !

چون جونی معناش گناه و سر پیچی از قواعد اخلاقی  و بی‌قیدی و بی‌قانونی نیست . بلكه جوانی یعنی دقیق بودن . مودب بودن . آراسته بودن . تندرست بودن . شاد بودن . شاید محدوده سنی 20- 30 سال بهترین دوران جوانی ما باشه , دورانی که قطعا رو اینده زندگی ما تاثیر داره . چرا ما باید برای مدتی خوشی گزرا , یک عمر تاوان کارهای جونیمون  رو پس بدیم . روزهایی که باید به درستی از نیروی جوانی استفاده میشد اما به بطالت گذشت .

بارها دیدیم كه بچه‌ خردسالی خطایی می‌كنه اطرافیان میگن : عیبی ندارد بچه است ( به این معنی كه عقل درستی نداره و تشخیص خوب و بد را نمیده‌ ) همین واژه را درباره جوانان بكار می‌برند . عیبی ندارد جوان است ..... و این یعنی توهین به جوانان . اصلا چون جوان هستیم نباید وقت‌مان راصرف خطا كنیم . مگر چند بار و چند سال می‌شود جوان بود؟ مگر جوانی قابل برگشت است كه به راحتی مصرفش كنیم و از دستش دهیم . چرا به جای این‌كه ذهن جوانم را درگیر علم و دانش و كشف و رشد فضایل اخلاقی و اجتماعی كنیم كه سختی اندك دارد سراغ گناهی برویم كه لذت اندك دارد و فضاحت طولانی . یک طرز فکر اشتباه دیگه ای که هست اینه که ما میگیم بزار تو جونی عشق و حالمون رو بکنیم حالا سنمون که رفت بالا ادم میشیم و توبه میکنیم . این واقعا اشتباه اصلا شاید ما تا سن میان سالی زنده نبودیم که بخوایم توبه کنیم , قبرستان ها پر شده از جوان هایی که شاید میخواستند در اینده توبه کنند . پس به امید اینده نباشیم .

بعضی می‌گویند اگر گناه نكنیم از كیسه‌مان رفته است : در پاسخ به این افراد باید گفت : گناه همچون میخی است كه كیسه عمر را پاره می‌كند . بروید سراغ كیسه آنان كه براحتی گناه می‌كنند ، خواهید دید كیسه عمرشان سوراخ شده است و لذت آنی را گرفته‌اند و زندگی عالی را از دست داده‌اند .

بعضی می‌گویند اگر مثل جماعت نشوییم و به همراهشان گناه نكنیم ، رسوای جماعت می‌شویم . درپاسخ باید گفت : مهم این نیست كه رسوای جماعت شوی ، مهم این است جزء جماعت رسوا نشوی .

البته این موضوعات رو اول باید به خودم بگم .  ]عالم ان کس بود که بد نکند ... نه بگوید به خلق و خود نکند [


http://s3.picofile.com/file/8189992200/sshot_2.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 فروردین 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با عرض سلام و تبریک سال نو خدمت دوستانی که به این وبلاگ سرمیزنند . امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشید . اول از خودم بگم که این سال , برای من یک سال خیلی مهمه چون دوتا اتفاق مهم تو زندگیم قرار اتفاق بیفته که میدونم تو سرنوشت و اینده زندگیم تاثیر داره . الان نمی تونم این دوتا موضوع رو بیان کنم توضیح این موضوع میمونه برای بهمن یا اسفند 94 یعنی 11 12 ماه دیگه . فقط امیدوارم که 11 ماه بعد که لینک این موضوع رو بین توضیحاتم قرار میدم به خاطر تلاش کم احساس پشیمونی نکنم . امیدوارم که حرف هام با عمل ام برابری کنه . این همون موضوعیه که همه ی ما باهاش مشکل داریم و دلیل به نتیجه نرسیدن ما همینه که تلاشمون به اندازه خواسته هامون نیست .

به نظر من امسال میتونه سال خوبی باشه چون بهارش با روزهای خوبی اغاز شد . مثلا بارندگی های خوبش یا توافق ایران با امریکا بعد از 34 سال . البته ترجیح میدم که در مورد خوب یا بد بودن این توافق زود قضاوت نکنم چون فقط گذر زمان میتونه خوب یا بد بودن این توافق رو مشخص کنه . امیدوارم که بهتر بشه الان همه به این نتیجه رسیدن که زندگی کردن با شرایط فعلی خیلی سخت شده . مخصوصا برای ما جوان ها .

من با همه سختیهای موجود که میدونم هممون لمسش کردیم هنوز کشورم رو دوست دارم و به اینده امیدوارم . به من یاد دادن که وقتی اب و نون یک کشور رو میخورم یا اکسیژن اونو استشمام میکنم باید حرمت اون کشور رو نگه دارم و یه بازده ای برای کشورم داشته باشم . اینو به کسایی میگم که تو بهترین دانشگاههای ایران درس خواندن و بعد از فارغ التحصیلی از ایران رفتند و پشت گوششونم نگاه نکردند و الان دارن خارج از مرزهای ایران خدمت میکنند ,  و قسط برگشت هم ندارند . من معتقدم که یک کشور رو انسان هایی که در اون دارن زندگی میکنند میسازند . پس ما باید خودمون کشورمون رو بسازیم هیچ کشوری به فکر ما نیست و قطعا به دنبال منافع خودشان هستند . مهم نیست که در چه پست و مقامی هستید . مهم اینکه در اون جایگاهی که هستی وظایف رو به درستی انجام بدی . مثلا اگر کارمند هستی بهترین کارمند باش . یا بهترین کارگر , ورزشکار , بهترین برادر , خواهر , همسر , فرزند , دوست , همسایه , شهروند و ...

مطمئن باشید که اگه همه ی ما به خوبی به وظایف خودمون عمل کنیم , ایران هم جزو کشورهای توسعه یافته میشه . و اسم جهان سومی از روی ما برداشته میشه . مثلا من چند روز پیش یه اقایی رو دیدم که میگفت تمام اقوام ما در خارج هستند و من چند باری برای تفریح به اونجا رفتم . میگفت اصلا تو خیابوناشون یه اشغال پیدا نمیشه , اینقدر که فرهنگشون بالاست , بعد خیابونای ما رو نگاه . بعد از چند دقیقه رفت مغازه یه پاکت سیگار خرید دیدم داره مشمای دور سیگار رو باز میکنه . منتظر بودم که اشغالش رو بندازه تو سطل زباله که دیدم همون جا انداخت تو جوب . خوب واقعا باید به این ادمها چی گفت . دیگه این کارها بر میگرده به فهم و شعور ادمها و هیچ کس مسئول نیست .

موضوع خیلی مهم دیگه تحصیلات در زندگی انسانها , تحصیلات رو میشه در همه ی جنبه های زندگی به وضوح مشاهده کرد .( خیر دنیا و اخرت با دانش است و شر دنیا و اخرت با نادانی )

من توصیه میکنم که هر جوری شده درس بخونید , حتی اگه شرایط برای درس خوندن سخت بود , مطمئن باشید که ضرر نمیکنید و نتیجه اش رو میبینید . من به این نتیجه رسیدم که هرچیزی رو انسان یاد بگیره بالاخره یه روزی یه جایی به دردش میخوره . حتی دزدی ( خخخخخخ ) شاید یه روزی کلید نداشتید و بالای در خونتونم حفاظ داشت . تو این لحظه به خودتون میگید که ای کاش بلد بودم قفل در رو باز کنم . البته اگه خاستید دزدی هم کنید برید (اختلاس) کنید . (خخخخخخخخخ) شوخی میکنم فکر کنم مثال خوبی نبود .

ببخشید که نوشته ها زیاد شد , امیدوارم که تا اینجا مفید بوده باشه ...



http://s4.picofile.com/file/8181677334/d4569b0a_38ad_4032_837f_320d36f5ca8c.jpg


http://s6.picofile.com/file/8181677484/IMG17472603.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 اسفند 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام - کم کم داریم به روزهای پایانی سال نزدیک میشیم , سالی که با همه ی لحظه های تلخ و شیرینش داره به پایان میرسه , من که به شخصه در سال 93 اتفاقات خوب و بد زیادی داشتم که وقتی رو کفه ترازو قرار میدم میبینم که در کل اتفاقات ناخوشایند بیشتر بوده . دقیقا نه روز دیگه سال نو میشه امیدوارم که سال خوبی رو پیش رو داشته باشید . تا امروز 22 بهار رو دیدم , نمیدونم چند تا بهار دیگه رو میبینم . همیشه از خدا خواستم که بهم عمر با عزت و زندگی با شرافت بده , ما چند صباحی بیشتر تو این دنیا مهمون نیستیم , بالاخره همه ما یک روزی این دنیا رو ترک میکنیم و به دنیای اصلی صفر میکنیم , دنیایی که در اون دیگه راه برگشتی وجود نداره . پس چه خوب میشه که هراز چند گاهی این نکته رو به خودمون یاد اوری کنیم . دوستان من نمیخوام برم بالای منبر ولی برحسب اطلاعات کمی که دارم میدونم که خدا بخشنده و مهربونه , شاید اگه نماز یا روزه نگیری شما رو ببخشه , چون این موضوعات مربوط به حق الله میشه . ولی اگر حق مردم به گردنتون باشه مربوط به حق الناس میشه و باید بنده خدا ببخشه , که این بخشش سخته , پس مراقب خودتون باشید و سعی کنید واجباتتون رو انجام بدید و به جای مستحباتتون به مردم برسید . که من به شما قول میدم که ثواب بیشتری داره . موضوع دیگه این که تشکر میکنم بابت دوستانی که در نبود ما ایمیل ارسال میکنند و جویای حال ما هستند , نمیدونم چه بهونه ای برای کم کاریم پیدا کنم , تنبلی , کم بود وقت , مشغله درسی یا کاری و ...

من وبلاگ نویسی رو دوست دارم , چون معتقدم که وبلاگ یه جورایی مثل دفتر خاطرات میمونه , میدونم که اگه خدا عمری به من بده , با دیدن این مطالب در اینده , حس خوبی پیدا میکنم  . و نکته بعدی اینه که وبلاگ در هر زمان از شبانه روز , و با گسترش اینترنت در همه جا قابل دسترس است .

بازم پیشاپیش سال نو رو به همه دوستان و عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی پر از موفقیت , برکت , نشاط , انسانیت , خوبی و سلامتی داشته باشید .


http://s6.picofile.com/file/8176394718/DSC_1411.JPG

دوستانی که با فونت وبلاگ مشکل دارن میتونند فونت وبلاگ رو که فونت استاندارد گروه b است دانلود کنند و در مسیر کنترل پنل و در قسمت فونت کپی کنند . چون من مطالب رو اول در ورد مینویسم و بعد در وبلاگ قرار میدهم .

لینک فونت وبلاگ :


http://s6.picofile.com/file/8176396284/Font_weblog.rar.html






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 11 بهمن 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان عزیز . اماری از مطالعه در ایران به دست اوردم که واقعا جای تاسف داشت ، خواهشا مطلب رو تا اخر بخونید . البته فکر نکنم بعضی ها حتی حوصله خواندن این  چندتا  خط رو هم داشته باشن .

اماری از میزان مطالعه ایران به صورت فردی و جمعی بدست امده که این میزان بسیار پایین است. در واقع جامعه ی ایران را می توان جامعه ی بی مطالعه دانست . جامعه ای که با کتاب قهر است . مردمی که ترجیح می دهند به جای خواندن بشنوند.

رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران ، در اردیبهشت 87 گفته است : هر شهروند ایرانی در شبانه ‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است ، یک فاجعه است. بله ، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است ! این را از تعداد چاپ کتاب ها می توان فهمید . کتاب هایی با هزار ، دوهزار و در نهایت سه هزار عدد چاپ ، در یک جمعیت تقریبا هفتادو هشت میلیون نفری وضعیت نگران کننده ای را نشان می دهند . همین کتاب هایی که با این تعداد چاپ سال ها طول می کشد تا به فروش برسند . کتاب هایی که به فروش میرسند معلوم نیست که تا انتها خوانده شوند .

چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای پیش رو دارد؟

دلایلی مانند : گران بودن کتاب ، فقدان وقت کافی برای مطالعه ، سرگرم شدن به مسایل جانبی و یا نبود کتاب مناسب برای سلیقه های مختلف . همه ی اینها می تواند باشد اما مسئله اصلی چیز دیگریست . بسیاری از  جوانان ها  را می توان در فضای مجازی مشاهده کرد که ساعت ها سرگرم ارسال پیامک به این و آن هستند و فراوانند افرادی که وقتشان را به تماشای تلویزیون اختصاص داده اند . قیمت بالا ی کتاب یا کمبود وقت و یا سختی دسترسی به کتاب نمی تواند توضیح خوبی برای میزان پایین مطالعه در ایران باشد . حقیقتا دلایلی را که عموما برای وضع مطالعه در ایران می شمارند ، نمی توان دلیل مناسبی محسوب کرد بلکه بیشتر بهانه جویی است .

 

مطالعه کار دشواری است ( برخلاف برداشت عمومی) خواندن مستلزم صبر و شکیبایی در برابر جملاتی است که به راحتی تن به فهم شدن نمی دهند . تنبلی ذهنی و بی حوصله گی های ناشی از حجم کار و مشغله های کثیری که برای گذران زندگی روزمره  بدان مشغولیم ، سبب می شود مطالعه را وقت گیر و حتی بیهوده تلقی کنیم .  چشم های ما به حروف عادت ندارند . به راحتی ساعت ها و ساعت ها حرف می زنیم و فیلم می بینیم و در کنار یکدیگر تخمه می شکنیم ، اما دقایقی مطالعه ما را خسته می کند. مطالعه کار دشواری است ، به ویژه برای فرهنگ ایرانی که هنوز در زمانه ی فرهنگ شفاهی به سر می برد . برای آنان که تحمل تامل اندیشه ، تفکر و مطالعه ندارند ، خواندن چه عذاب آور است.

 

دلیل دیگر برای کتاب نخواندن ما ریشه در تنبلی تاریخی ما ایرانیها دارد . بی حالی و تن آسایی در همه ی منافذ زندگی ما جریان یافته است. تنبلی و راحت طلبی باعث شده است اقتصاد و سامان اجتماعی مان با انواع آسیب ها روبرو شود. کافی است میانگین کار سودمند ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم تا این ادعا ثابت شود. وضع اداری نشان می دهد که میزان کار مفید به شدت پایین است .

 

کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم , جنبش ساده سازی امور چون خوره همه ی زندگی فکری و عملی مان را از درون پوسانده است. فقط کافی است به سیاست ورزی ، دینداری و سایر عرصه های زندگی ایرانی ، نظری بیفکنید. گویی در چشم ما ایرانیان همه چیز بیش از اندازه ساده شده است . سیاست به سخنرانی ، دینداری به ریش و تسبیح و پیراهن سیاه و علم به برخی حفظیات تقلیل یافته است . ذهن بسیط ، همه چیز را ساده می کند تا بتواند آن را فهم کند زیرا اساسا قادر به درک پیچیدگی ها نیست، از این رو است که از اهل تحلیل به تمسخر یاد می شود و روشنفکران به منزله ی برهم زنندگان نظم ساده ی زندگی و مزاحم هایی شناخته می شوند .



کمتر کتاب میخوانیم زیرا فکر میکنیم با خواندن چند سطر از یک کتاب ، مملو از علم شده ایم ، می پنداریم قله های علم را فتح کرده ایم . با نوشیدن یک جرعه می ،  بد مستی می کنیم.  نقل می کنند طلبه ای تازه وارد به حوزه ی علمیه شده بود  ، پس از چند ماه تلاش، صرف افعال را حفظ کرده بود . روزی جلوی آیینه ایستاده بود و می خواند: ضرب، ضربا، ضربوا ... سپس با حالت اعجاب برانگیر و بهت آور به خود اشاره می نمود و زمزمه می کرد  یک سینه و این همه علم؟ 

 

کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وارهستیم . مشی و مرام ملت توده وار، پیروی و تبعیت و تقلید از دیگران است. از این رو کمتر می شود مسئولیت باورها و پنداشت های مان را بر دوش بگیریم . مسئولیت گریزی ، نشانه ی روشن جامعه ی توده وار است . انسان توده وار از خود می گریزد ، فردیتش را قربانی می کند تا امنیت به دست آورد. انسان توده وار عقلانیت خویش را فرو می نهد و مرید راستین رهبرانش می شود. کتاب، مسئولیت فهمیدن را به شخص خواننده کتاب وا می نهد. در حالی که پیش از این ، ادراک و فهم خویش را به دیگری واگذار کرده بود . نتیجه آن است که کتاب، پیش نیاز آزادی است . و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم.

کتاب نمی خوانیم زیرا دانایی و آگاهی را کالایی فانتزی و غیر ضرور می دانیم . کمی توجه به مناسبات اجتماعی ، این نکته را یادآوری می کند که عنصر دانایی مولفه ی قدرتمندی محسوب نمی شود. گویی برای تنظیم روابط و مناسبات و حل منازعات ، به اندک دانایی قناعت کرده ایم و به کاربرد آن در زندگی باور نداریم.

 

شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم ...



http://s5.picofile.com/file/8167495892/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 دی 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز که به وبلاگ خودشون سر میزنند . من پست هایی رو که در وبلاگ قرار میدم بیشتر موضوعاتی هستند که در محیط پیرامون خودم و اطرافیانم میبینم . و سعی میکنم دست نوشته های خودم باشه و از جای دیگه کپی نکنم , البته ناگفته نمونه که بعضی از این موضوعات رو از مطالعه و جستوجو در سایت ها و وبلاگ های دیگر بدست اوردم و چکیده ی ان را در اختیار دوستان قرار دادم . امیدوارم که مفید باشه ...

خرافات یکی از موضوعاتی است که در زندگی همه ما وجود داره که از نسل های گذشته به ما رسیده . خرافات نوعی باور و اعتقاد است که پایه علمی و منطقی نداشته و براساس دانسته های قبلی و اطلاعات ثابت نشده مطرح می شود . اعتقاد به خرافه ها و عقیده های بی ریشه و اساس تأثیرات مخربی بر زندگی انسان بر جای می گذارد . چه زندگی هایی بر اساس عقیده به یک خرافه دچار بحران شده و چه پیوندها که با اعتماد به یک مطلب بی پایه ، از هم گسیخته شده است.

برای بهتر فهمیدن معنای خرافات باید با پیشینه این کلمه و کاربردهای آن آشنا شویم :

خرافات، جمع خرافه و در اصل به معنای حکایت های شب است ؛ امّا در تداول فارسی زبانان ، به سخنان نامربوط و پریشان که خوشایند باشد و به کلام باطل و بی اساس گفته می شود . مؤلّفه اصلی خرافات نزد لغت دانان چنین است : ١. سخن بی پایه و اساس ٢ . خوشایندی انسان نزد آنان ٣ . آفت زایی و نتیجه باطل آن.

وجود خرافه و اعتقاد به آن ، منحصر به جامعه ما نیست . در همه کشورها و در همه ایین ها و دین ها خرافه ، با شدّت و ضعف آن وجود دارد ؛ امّا آنچه مسلّم است ، هر چه بهره انسان ها از دانش و بینش کمتر باشد به همان نسبت ، از واقعیت ها دور می شود و دل در گرو امور غیر واقعی و خرافات می نهد .

نمونه هایی از خرافات که در زندگی روزمره ما وجود دارد :

خرافات داشتن به نحس بودن عدد سیزده خرافات به چشم شور داشتن بعضی از انسان ها -  خرافات به گفتن عبارت  عافیت باشد  پس ازعطسه خرافات به بدشگون بودن آوازکلاغ یا جغد - خرافات به بد شگون بودن نگهداری برخی از حیوانات خرافات به داشتن اشیایی که موجب خوش شانسی انسان میشود خرافات به عوض کرن زندگی یک انسان با جادو , و نوشتن چند خط دعا خرافات به داشتن قد بلند ( نشانه حماقت ) و قد کوتاه ( نشانه زیرکی و دانایی ) خرافات داشتن به سر بزرگ که نشانه عقل و کیاست است و ...

خرافات آفت جان و خرد بشریت است که از هزارسال پیش تاکنون بوده و هست ومتاسفانه خواهد بود ...


http://s5.picofile.com/file/8165569142/farhad.png






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 آذر 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

به فکر خود باشید و سعی کنید که در طول زندگی انسان پرتلاشی باشید , تو این دوره و زمونه کسی نیست که دلش برای شما بسوزد , تنها کسی که به فکرشماست خانوادست . تو این دوره زمونه همه نگران کارهای خودشان هستند و اگر قرار باشد اصولا به شما فکر کنند ، مطمئن باشید که با شما کار دارند و از روی دلتنگی نیست که به شما زنگ میزنند , یه اصطلاحی هست که میگن ( سلام گرگ بی طمع نیست ) واقعا درسته . ما باید یاد بگیریم که با تمام وجود برای رسیدن به خواسته هامون تلاش کنیم . همه ما میدونیم که مشکلات جامعه زیاد شده  ولی این دلیل نمیشه که دست رو دست بزاریم و فقط حسرت بخوریم و همه مشکلات رو به گردن دیگران ببندازیم . حداقل اینجوری اگه به خواسته هایی که داریم نرسیدیم عذاب وجدان نمی گیریم . همه ی ما بلاخره این دنیا رو ترک میکنیم مثل همه ی گذشتگان ما که چند نسل قبل تر ما زندگی میکردند و الان از بین ما رفتند , ولی چقدر خوبه که بعد از ما , به نیکی از ما یاد کنند . مثلا کسی که کل زندگیش رو در تلاش بوده تا بتونه خدمتی  برای خودش , خانوادش , کشورش و حتی دنیا انجام بده مطمئن باشید که هم در این دنیا و هم در اخرت جایگاه خوبی خواهد داشت . در مسیر تلاش هایتان  به نیش و کنایه های انسان ها توجه نکنید . وقتی دیگران شما را باور ندارند خودتان را باور داشته باشید, اینگونه در شمار برندگان قرار خواهید گرفت .


http://s5.picofile.com/file/8155914092/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87_%D9%87%D9%85%D8%B3%D9%81%D8%B1_%D9%87%D9%85%D8%AA_%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF_%D8%AE%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%85.jpg

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 آبان 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

ماه محرم,  ماه عشق , ماه جانبازی عاشقان در راه خداست .

بیایید در این ماه از خداوند بخواهیم که ما را جزو شیعیان واقعی و پیروان مکتب حسینی قرار دهد . بی شک که اهل بیت ( علیه السلام ) محور و قطب عالم امکان هستند . وجود هستی در گرو وجود مقدس اهل بیت عصمت و طهارت است . وقتی وجود ما به خاطر تجلی ظهور و وجود انهاست پس چرا اعمال وجودمان را از الگو گرفتن و عمل به سیره و گفتار انها قوی و فولادین نکنیم .

تو این ده شب محرم صحنه هایی رو دیدم که منو مجبور کرد تا این مطلب رو بنویسم , مثلا ادم هایی رو دیدم که معنای واقعی محرم رو گم کرده بودند . بعضی ها تو این ده شب فقط دنبال غذا بودند , بعضی ها دنبال همسر یا (دوست ) اینده , بعضی ها دنبال ریا , بعضی ها دنبال فیلم برداری و عکس برداری , بعضی ها دنبال چشم چرانی و ناموس مردم , بعضی ها دنبال علامت و طبل و دقل , و بعضی ها به دنبال الودگی صوتی بیشتر و مردم ازاری و ...

حالا به نظر شما امام حسین از حضور چنین افرادی دلشاد میشود یا دلخون ... !

البته من جمع بستن انسان ها را با هم دوست ندارم و اعتقاد دارم اگه تو یه جمع ده نفری , سه نفرشون انسان خوبی باشند نباید با اون هفت نفر دیگه جمع بست اگرچه اقلیت تعداد باشند . هستند انسان هایی که با اخلاص در این مراسم شرکت میکنند و تنها به خاطر امام حسین ( علیه السلام ) .

واقعا چی به سر مردم اومده چرا اینقدر اعتقادات مردم ضعیف شده باور کنید چند دهه پیش این جوری نبود . محرم برای ما تبدیل شده به یک تفریح . کاش به جای این همه حاشیه یکم از عاشورا درس یاد میگرفتیم , مثلا این که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در گیرودار جنگ با نیمی از اصحاب نماز را به جا اوردند . اون وقت ما تو روز عاشورا ... !

امیدوارم که دوستان ناراحت نشده باشند , من بازم میگم هنوز هم انسان هایی هستند که بدون ریا و برای رضای خدا کار میکنند ولی قبول کنیم که تعدادشان نصبت به قبل کمتر شده , نمیدونم شاید به خاطر جامعه ی مدرنه ... !!!


http://s5.picofile.com/file/8149663834/%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%85_%D8%A2%D9%86_%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B1%D8%A7_%DA%A9%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%DB%8C%DA%A9.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 مهر 1393 :: نویسنده : فرهاد مهدی

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند یک زندگی به پایان می رسد

وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می شکند یک زندگی آغاز می شود

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود

وقتی پرنده ای زنده است مورچه ها را می خورد

وقتی می میرد مورچه ها او را می خورند

 یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد

اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت

برای سوزاندن میلیو نها درخت کافی است

 زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند

در زندگی هیچ کس را تحقیر و آزار نکنید

شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد

زمان از شما قدرتمندتر است

 

پس خوب باشیم و خوبی کنیم که دنیا جز خوبی را بر نمی تابد بعنوان یک روح شما جاودانه هستید. زندگی گذشته، حال و آینده‌ای دارید. برای اینکه در لذت، عشق و هوشیاری رشد کنید، در یکسری بدن‌های فیزیکی متجلی می‌شوید تا موجودیت‌های مختلف را تجربه کنید. هر دو جنسیت و همه نژادها، مذاهب و قومیت‌ها را در طول زمان‌های مختلف زندگی تجربه خواهیدکرد.

در این زندگی وقتی می‌کاری حتماً درو خواهید کرد» تاجاییکه عواقب کامل اعمال خود را درک کنید. کارما اصل علت و معلول ، کنش و واکنش، عدالت کیهانی و مسئولیت فردی است. کارما برای سوق دادن شما بعنوان روح در سفر فردی‌تان در کیهان آغاز می‌شود.

نحوه ای که روزتان را آغاز می کنید می تواند روی کل آن روز تاثیر بگذارد... هر روز را با یک لبخند ، آرامش خیال ، خونسردی و قلبی سرشار از قدردانی از خدا آغاز کنید . زندگی یعنی اعتماد کردن به احساسات، استفاده از فرصت ها ، درس گرفتن از گذشته و درک اینکه همه چیز تغییر خواهد کرد. بیاموزید به همگان احترام بگذارید چون هر کسی درحال مبارزه با کارزار زندگیش است. همه ما مشکلات، گرفتاریها و دغدغه های خود را داریم. اما در ورای آن کشمکشها، ناگفتهای بسیاری پنهان است، هم برای من، هم برای شما، هم دیگران.

 

http://s5.picofile.com/file/8143511134/far.JPG  

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


----------------------------------------
عضو باشگاه نویسندگان جوان
میهن بلاگ
----------------------------------------
ارزش هر کس به فکر
اوست نه به ظاهر او
------------------------------------
اگر زندگی شما ارزش زندگی
کردن را دارد، حتما ارزش
نوشتن را هم خواهد داشت
------------------------------------
این وبلاگ دلنوشته هایی
است از خودم می نویسم ...
گاهی از جنس روزمرگی ها
گاهی از مشکلات اجتماعی
گاهی از اتفاقات پیرامون
و گاهی از دلخوری ها ...
-------------------------------------
اگر کسی را نداشتی که
به او فکر کنی به اسمان
بیندیش زیرا درآن کسی
هست که به تو می اندیشد ...
خودمون رو وابسته به متغیری
به نام انسان نکنیم ...
اگردلت گرفت سکوت کن
این روزها کسی معنای
دلتنگی رانمیداند.
-----------------------------------------

مدیر وبلاگ : فرهاد مهدی
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

AvaCode.69