زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
 
 
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : فرهاد مهدی
http://s8.picofile.com/file/8274660268/Veblog2.png
 

لینک فونت وبلاگ ( B koodak ) :

323 دانلود 323






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 اسفند 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان وبلاگی عزیز بعد از مدت ها  ارشیو , دو ماه از وبلاگم خالی ماند , نمیخوام دوباره حرفهای تکراری و بهونه گیری های همیشگی رو کنم , بگذریم ... علت انتخاب این موضوع بحث با تعدادی از دوستان بود , که عقاید خودشون رو داشتند و تا حدودی هم قابل قبول بود . راجب این موضوع میشه ساعت ها صحبت کرد ولی من سعی میکنم که خیلی مختصر در مورد این موضوع توضیح بدم . امیدوارم بتوانم حداقل یک علامت سوال از ذهن شما رو پاک کنم . بهتر است که دین و انسانیت را  رویا روی هم ندانیم, چون دین و انسانیت مکمل هم هستند و متضاد یکدیگر نیستند , علم و انسانیت , لازمه ی زندگی انسان ها هستند و با داشتن این موارد , انسان ها میتوانند کنار هم در اجتماع زندگی کنند , باز هم تاکید میکنم (لازمه ی) زندگی بشر هستند , یعنی کسانی که خود رو فردی دین دار میدانند باید علم و انسانیت رو در درجه اول داشته باشند و در مرحله بعد برای رسیدن به کمال , انسانها نیاز به عامل سومی به نام دین دارند . در واقع ادیان مختلف امده اند تا انسان بسازند پس می توان گفت که دین و انسانیت در اصل یکی هستند . دین به لحاظ محتوا عبارت است از: عقاید ، اخلاق و احکام عملی . دین آمده تا اخلاق را تکمیل کند . پیامبر اسلام فرمود : من برای تکمیل کردن خوبی های اخلاقی مبعوث شدم ، و همچنین یادگیری علم را بر هر انسانی واجب شمرده است . بنابراین در هر دو صورت ، دینداری بدون علم و انسانیت ناقص می باشد . ] نه هركس شد مسلمان می توان گفتش كه سلمان شد ... كه اول بایدش سلمان شد و بعدش مسلمان شد[  . تمام تلاش ادیان هدایت بشر در مسیر انسانیت و اخلاقیات است . اعتقاد به خدا محور و پشتوانه تمامی فعالیت های اخلاقی انسان در عرصه جامعه است . در دین مساله مرگ که بزرگترین ترس بشر هست ازبین میره  , و انسان ها در بن بستها و مشکلات و بیماریها و سختیها و... میتوانند به خداوند رو بیاورند و اعتقاد دارند که کمک کننده ای هست و درواقع یک چتر و حس امنیت ایجاد میکنه . پس میتوان نتیجه گرفت که انسانیت با دین داری ، تقابلی ندارد که بخواهیم فقط یکی را انتخاب کنیم . انسانیت و داشتن اخلاق نیک ، مراتب و درجاتی دارد که عالی ترین مراتب آن در دین محقق می شود . در صورت عدم ایمان به جهان آخرت و نتایج اعمال ، نیک خلقی و حسن اخلاق ، ضامن اجرایی چندانی نخواهد داشت . و جایگزین هایی که سعی کرده اند برای معاد بسازند ، کارایی چندانی ندارد . شهید مطهری یکی از این جایگزین ها و اشکال آن را این گونه بیان می کند : اخلاق معنایش این است كه من اینقدر بفهمم كه نفع من در نفع دیگران است . من باید اینقدر شعور داشته باشم كه در جامعه ، نفع من در نفع همه انسانهاى دیگر است. به هر حال جامعه غرب و تمدن جدید آن که کینه شدیدی از کلیسا داشت ، به دلیل بی بدیل بودن آن ، مجوز بقای حداقلی به کلیسا داده است . به هر حال کشور های  غربی هم فهمیده اند که هیچ چیز نمی تواند جای دین را پر کند. نباید فراموش کنیم که هیچ کس بدکاری خود را با شعار بدکاری انجام نمی دهد . بلکه حتی کسانی که می خواهند عملی زشت را انجام دهند ، سعی می کنند ، توجیهاتی برای عمل خود بسازند و آن را معقول نشان دهند. بنابراین روشن است که چرا عده ای بی دینی خود را با شعار انسانیت رنگ و لعاب می دهند .

- چرا اروپایی ها با اخلاق هستند؟ یک سؤال بسیار مهم : اگر بدون ایمان نمی توان اخلاقی بود پس چرا برخی جوامع اروپایی وآمریکایی مذهبی نیستند اما از دروغ و نفاق و تزویر و دزدی وخیانت پرهیز می كنند؟ پس معلوم می شود كه می توان اخلاقی بود بدون اینكه متكی به ایمان و معرفت باشد.  

شهید مطهری می فرماید : این سخن را شما زیاد شنیده اید ، خود من هم زیاد شنیده ام و شاید مدتها هم به آن معتقد بودم كه چنین چیزی می شود، استاد شهید در ادامه سه نوع(خود) را مطرح می کند که بیانی به این مضمون دارد.

1- خود شخصی انسان : گاهی اوقات فقط خودش را می بیند و از آن حیطه تجاوز نمی کند . دایره ای كشیده اند كه خودشان در داخل آن و غیر خودشان همه بیرون از آن هستند همه چیز را برای خودشان می خواهند . این ، نوع ضعیف خود پرستی است .

2- خود خانوادگی : برخی اوقات ، انسان فقط خانواده خود را می بیند و با آنان بسیار محترمانه، مهربانانه و عادلانه رفتار می کند . اما در خارج محیط خانواده تمام صفات رذیله وجود دارد .

3- خود ملی : گاهی می بینیم كه خود توسعه پیدا کرده ، خود ملی می شود . افراد ملت در داخل خودشان مثل همان فرد در داخل خانواده اند كه نسبت به خانواده خودش راستگو است . نسبت به ملت خود امین است ، دزد نیست . در واقع برای شخص خودش دزد نیست، برای شخص خودش دروغ نمی گوید، ظلم نمی كند .این كه ما می بینیم امروز فرد نسبت به فرد ظلم نمی كند, ولی ملت ها بدترین اقسام ظلم را نسبت به ملل دیگر می كنند و این را هم زشت نمی دانند ناشی از همین فكر است. رجال درجه اول اروپا ظلم هایی را كه نسبت به ملل استعمار زده مرتكب شده اند برای خودشان افتخار می دانند همین فردی كه در داخل ملت و كشور خودش این قدر عادل و امین است و ممكن نیست كوچك ترین خیانت و عمل ضد اخلاقی بكند، وقتی كه پای ملتی دیگر به میان می آید می گوید این مفاهیم معنی ندارداخلاق آنها بر اساس منفعت خودشان است . الفاظ آنان تو خالی است و پشتوانه ندارد. اگر ایمان راستین نباشد، اخلاق پشتوانه مفهومی و اجرایی ندارد.

فرمایش کنونی من بیشتر در کشورهایی نمود داره که تفسیری از انسانیت بر مبنای منافع خود ارائه نمودند و با قدرتی که دارند به عناوین مختلف مانند حقوق بشر کشورهای دیگر را برای استعمار کردن تحت فشار قرار می دهند !!
انسانیت بدلیل نداشتن ابعاد مشخص و محدوده معلوم بهترین گزینه برای افرادیست که میخواهند از زیر بار بندگی خداوند شانه خالی کنند و به اعمال خود وجه و اعتبار بخشند . هر جامعه ی می تواند بر مبنای منافع خود انسانیت را تعریف نماید مثلا ما داریوش را بدلیل کشور گشایی ستایش می کنیم و از او بعنوان استوره یاد می کنیم ولی در پاسخ اینکه مردم کشورهای مورد تهاجم هم همین نظر را دارند یا نه؟ عاجزیم همین الان گروه داعش اعمال خود را انسانی ترین حرکت دنیا می پندارد !!! امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم . خلاصه کلام انسانیت محدوده ایست به وسعت منافع یک جامعه که حق دارد منافع جامعه کوچکتر یا ضعیفتر را پایمال کند . حکومت های اکثر کشوران دنیا دست قدرتمداران منفعت طلب هست و ما داریم درباره مردم عادی صحبت میکنیم ، نه سردمداران ایران , اروپا یا آمریکا و ...

وقتی معیاری برای سنجیدن اخلاق نباشد هر شخصی و هر جامعه ای می تواند خود را اخلاقی و انسانی معرفی نماید
مثال بنده هم واقعیت جوامع کنونی بود که زعم شما برداشت شخصیست !


http://s6.picofile.com/file/8243855342/851869_MhyS8gA9.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 آذر 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان عزیز روز ١٦ اذر که به روز دانشجو نام گذاری شده است را به همه ی دانشجوهای عزیز تبریک عرض میکنم . روز قلم های تیز ، روز فکر های خلاق ، روز اندیشه های نو مبارک . دوران دانشجویی یکی از بهترین روزهای زندگی ما محسوب میشه , خاطرات تلخ و شیرین این دوران هیچ وقت از ذهن ما پاک نمیشه , چند وقت پیش یکی از بچه ها تو پیج دانشگاه پست گذاشته بود که دلم برای استرس هایی که قبل از ورود به جلسه امتحان داشتیم تنگ شده . میدونم که همه ما همچین استرسی رو تجربه کردیم . نوشته بود که خیلی دوست دارم تا دوباره به اون دوران برگردم , و با دوستان قدیمی دور هم جمع بشیم و در مورد مسایل مختلف با هم حرف بزنیم , یا دلم برای شوخی های دانشجویی تنگ شده خلاصه قدر این دوران رو بدونید , بعد از این دوران وارد مشکلات زندگی میشید و شاید دیگه وقت برای این کارها نداشته باشید .

تو این پست چند نمونه از: طنز دانشجویی , درد و دلهای دانشجویی ,  و مشکلات دانشجویی رو نوشتم که به نظرم جالب اومد .

طنز دانشجویی :

١ - یکی ازدوستان تعریف میکرد که یکی از فانتزیام اینه که همکلاسی دانشگاهم بخوره زمین همه بهش بخندن... بعد من برم دستمو دراز کنم بگم بلند شو عزیزم... تا حالا سقوط یک فرشترو ندیده بودم... ودرحالیکه اشک تو چشای اون دختر جمع شده حراست دانشگاه یکی از آهنگای آروم انریکرو بذاره و دوستام ازمون فیلم برداری کنند ...

٢ - یکی دیگه میگفت اگه به جای نیمه گمشده دنبال دایناسور می گشتم تا الان پیدا کرده بودم...

٣ - ما دانشجو ها  به تقلید از خارجی ها قبل از غذا تو سلف دانشگاه دعا میخونیم . البته دعا که نه اشهد میخونیم به خاطر کیفیت بد غذاها ...

٥ یه روز استادمون از دانشجوها پرسیده هدفتون از دانشگاه اومدن چیه؟ حالا جوابای بچه ها : برای شاد کردن دل بابام . تو فامیلمون مد شده . برای نرفتن به سربازی . برای رقابت با خواهر شوهرم . برای گذروندن اوقات فراغت . خونه حوصلم سرمیره . چه تفریحی سالم تر از دانشگاه دوستای جدید (شوهر)

٦ به نظر بچه ها ﻣﺮﺍﻗﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﺸﯿﻨﻪ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ، مراقب نیست ﮔﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ .

٧ - میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید ! دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه !!!

٨ تفریحات یکی از بچه ها تو کلاس این بود که دخترا رو صدا میزد تا برمیگشتن ؛ جوری که استاد بشنوه داد میزد برگرد خانوم فلانی !

٩ - لازم دونستم تاکید کنم که بهترین شغل دنیا در زمان دانشجویی داشتن بابای پولداره !

١٠ -  اگه می‌خوای بفهمی که دکور اتاقت خوبه یا نه ، بشین درس بخون ، یعنی کاملا می‌فهمی‌ها !!!

١١- به اونایی که عجله دارن فارغ التحصیل شن یادآوری کنم که عزیزم بیرون که کار نیست ، باور کن خونه هم هیچ خبری نیست ! همون دانشگاه بمون حداقل هر کی پرسید چیکار میکنی بگی دانشجو هستم .

١٢- قانون پایستگی دانشجو: دانشجو نه استخدام میشود نا فارغ التحصیل بلکه از دانشگاهی به دانشگاه دیگر انتقال میابد!

درد و دلهای دانشجویی :

دانشجوی سال اولی : دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌ تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد .

دانشجوی سال دومی : دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد !

دانشجوی سال سومی : دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد .

دانشجوی سال چهارمی : دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند ، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است .

-----------------------------------------------

- دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست، هیچکس تنها نیست.

- دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !

- دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !
- دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !
- دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !
- دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند. ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !
- دانشجوی روانشناسی : درون گرا، خجالتی، کم حرف، یک شخصیت منحصر به فرد !
- دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !
- دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است، من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !
- دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش
۳۲ گیگ است !

- دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !
- دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !
- دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !
- دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است. چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !
- دانشجوی
  زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !
- دانشجوی زبان انگلیسی : !
It is always silent
- دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد !
- دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده. ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !
- دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !
- دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود !
- دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد !
- دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند. حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند !
  

- دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد. چون او همه جا هست !

مشکلات دانشجویی :

1- صف ناهار در سلف دانشگاه

۲- صف دستشویی موقع ناهار و نماز ظهر

۳- صف حمام به صورت ۲۴ ساعته

۴- صف سرویسها به دانشکده در صبح یا بازگشت

5- صف دستشویی خوابگاه صبح ها

۶- صف شام در سالن چند منظوره....... خوابگاه

۷ - صف ورود به کلاس های ۱۲ متری

۸ - صف شستن ظروف

۹- امکانات ضعیف اموزشی و تجهیزات ازمایشگاهی

١٠- نبود موقعیت شغلی برای فارغ التحصیلان و ...


http://s3.picofile.com/file/8226828100/ff2.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 30 آبان 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام خدمت همه ی دوستان عزیز .

دوستان تا به حال به این ضرب المثل مرغ همسایه غازه فکرکردید؟

مرغ همسایه غازه,  ضرب المثلی است که بیشتر در ایران رواج دارد که کنایه از کم و سطح پایین انگاشتن داشته های خود و بالا یا برتر دانستن همان چیز در نزد دیگران است . حتی گاهی اوقات به معنی باور داشتن دیگران و عدم خودباوری نیز به کار می رود . این مثال در مورد مردم ما بسیار به جا است چرا که معمولاً داشته های خود را نادیده گرفته و خود را باور نداریم و دیگران را هر چند کم سوادتر و ضعیفتر اما صرفاً به خاطر خارجی بودن قبول داریم .

من قبول دارم که دولت در اجرای قوانین و رعایت عدالت اجتماعی ضعف دارد و مشکلاتی در کشور وجود دارد که همت ، دلسوزی ، دانش ، و انصاف برخی از مسئولین را می طلبد . قطعا نمی شود جامعه ای را یافت که در آن معضلاتی وجود نداشته باشد , در این شرایط باید به مسائل به درستی نگاه کرد و نباید مانند بچه ها با هر مشکلی فریاد زد . باید قبول کرد که ما مردم جامعه نیز در بوجود آمدن این مشکلات بی تقصیر نیستیم . وقتی ما از کوچکترین نقش های خود در جامعه برای منافع شخصی استفاده می کنیم و دید جامع و مردمی نداریم , وقتی سعی در انتخاب فردی داریم که از بی دانشی ، بی تجربگی و عدم تناسب تحصیلات با منصب مورد نظر اگاهی داریم ولی به خاطر برخی منافع ( پارتی بازی ) با دست خودمان او را انتخاب میکنیم چگونه انتظار رعایت عدالت و خدمت به خلق را داریم؟! چگونه از بی قانونی به ستوه می آییم درحالی که خود نیزسعی در نقض قانون به شکل های مختلف را داریم؟ با وجود داشتن این همه کاستی ، و عدم تفکر در امورات شخصی ، کشور های دیگر را مانند پتک بر سر حکومت می کوبیم و معتقدیم که کشور های دیگر(خصوصا آمریکا و برخی از کشور های اروپایی) بهترین شرایط را برای مردمشان بوجود آورده اند . البته من منکر مدیریت و برنامه ریزی صحیح کشورهای مورد نظر نیستم اما آیا به رفتار اکثریت مردم آن کشور ها توجه کرده اید؟آیا زندگی آنان را دیده اید؟ در همین قضیه ی بحران اقتصادی که بسیاری از کشور ها ازجمله کشورهای مذکور را به ستوه آورده بود،بسیاری از مردم در آمریکا،کانادا و اروپا بی خانمان شدند و شغل خود را از دست داده اند و خوراک و پوشاک آنان نیز کاهش یافت ولی با این حال مردم درحل این بحران به دولتشان کمک کردند .

 

آری ما به بدترین شکل ممکن ضرب المثل مرغ همسایه غاز است را در جامعه بکار میبریم ، حتی می ترسم به زودی مرغ کشور های اروپایی و غربی برای ما گاوی ،گوسفندی ، شتری ، چیزی شود. من فکر می کنم که این ضرب المثل در مورد افرادی ست که دائما به دنبال بهانه و انداختن تقصیر به گردن دیگران هستند و هیچ توجهی به داشته های خود و نداشته های دیگران ندارند به نظر من مرغ همسایه هیچ وقت غاز نیست بلکه مرغی ست با رنگی دیگر. این ما هستیم که بصیرت لازم را برای درک این تفاوت ها را نداریم.

 

اگر بخواهیم زندگی انسان ها را به بازی فوتبال تشبیه کنیم , عده زیادی از مردم نقش تماشاچیان بازی فوتبال را دارند وتنها کاری که از دستشان بر می اید , نظر دادن , اعتراض کردن , و تشویق دیگران است وخود هیچ نقش مفیدی برای کشور ندارند , کسانی میتوانند اعتراض کنند که از توانمندی و دانشی برخوردار باشند و در کل حرفی برای گفتن داشته باشند  . و دسته دوم که تعدادشان محدود است نقش بازیکنان فوتبال را دارند که اگر به درستی مسئولیت خویش را انجام دهند موجب موفقیت تیم که همان حکومت است میشود و موجب نشاط تماشاچیان که همان شهروندان یک کشور است میشود . همون طور که گفتم من قبول دارم که مشکلات ما زیاده ولی این مشکلات فقط به دست خود ما حل میشه ( با مدیریت درست ) نه به دست کشور های دیگر فقط کافی بخواهیم و برای رسیدن به خواسته هامون برنامه ریزی درست و تلاش مستمر داشته باشیم .

ودر اخر بدونید که مرغ همسایه از دور غازه به نظر میرسه . این باور اشتباهی که بعضی از ما داریم و فکر میکنیم که همه دنیا دارن تو ناز و نعمت زندگی می کنند و فقط ما ایرانی ها هستیم که تو مشکلات داریم زندگی میکنیم . با یه نگاه ساده به منطقه پر تنش خاور میانه میشه به این موضوع رسید , تو کشوری که امنیت نباشه نه علم هست , نه پیشرفت , نه رفاه,  نه ارامش , و نه  ...

و در اخر به ایرانی بودن خودتون افتخار کنید , به مسلمان بودن و به شرافتی که ایرانی ها دارند افتخار کنید , به تمدن چندین هزار ساله ایران عزیز افتخار کنید , به صبور بودن , ایثار , مقاومت , باهوش بودن ایرانی ها افتخار کنید .

و بیایید به هم قول بدهیم که نسبت به کشور عزیزمان ایران تعصب داشته باشیم . وقتی با یک شهروند المانی در مورد کشورشان صحبت کنید اشک در چشم هایشان جمع میشود به خاطر حس میهن دوستی که دارند . و میدونم که ما جوان ها همین حس رو نصبت به کشورمون داریم و بارها این موضوع را در عمل ثابت کردیم


http://s3.picofile.com/file/8226735226/%D9%85%D8%B1%D8%BA_%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%871.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 مهر 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

ساعت 9 صبح روز پنجشنبه 94/07/02  مصادف با عید قربان حدود 7400 نفر از حاجیان هنگام انجام مناسک حج جان خود را از دست دادند . این حادثه در اثر ازدحام جمعیت و مدیریت نادرست کشور عربستان سعودی رخ داد . حادثه ای تلخ که هیچ وقت از کتاب تاریخ پاک نخواهد شد . موضوع دیگری که بعد از این حادثه تلخ ما را ناراحت کرد قضاوت ها و نظرات مردم بود . مشکل اصلی ما اینه که اصلا به حرفهایی که میزنیم فکر نمی کنیم . حرفهای یک عده دیکته وار و مثل همه . ما منتظریم تا یکی یه چیزی بگه و همه اونو تکرار کنیم بدون اینکه در مورد اون حرف یکم فکر کنیم . اگه از دست مردم بر بیاد همشون یه رساله مینویسن . این کار درستی نیست که با حرف هایمان درد خانواده هایی که عزیزانشان را از دست دادند بیشتر کنیم .

برخی از نظرات مردم در مورد این حادثه دردناک این بود :

برخی میگفتند حق شان بود نباید به مکه میرفتن و این پول را صرف نیازمندان , بیماران , اشتغال زایی , ازدواج جوانان و ... میکردند . عده ای میگفتند که برای ریا و خود نمایی به مکه رفته اند . عده ای پول حجاج را نادرست میدانستند . عده ای میگفتند که اینها کل عمر را به گناه گذرانده و اکنون رفته اند که خدا انها را ببخشد . برخی میگفتند که خدا همه جا حضور دارد و لازم نیست که حتما به حج بروند . عده ای میگفتند که مردم نباید به مکه بروند چون این پول حجاج صرف کشتن مردم بی گناه میشود . برخی این حادثه را  عذاب الهی می دانستند . عده ای هم طرف دار حجاج  بودند و میگفتند که چرا فقط پولی که خرج صفر حج میشود را می بینید و پول هایی که مردم برای خوش گذرانی به کشورهای امریکایی و اروپایی میروند , و همچنین پول هایی که در کشور اختلاس میشود را نمی بینید . و چرا فقط باید انسان های مذهبی به فکر مردم فقیر و دردمند و... باشند پس دیگران چه نقشی دارند . و این افراد حج را واجب میدانند چون خداوند امر فرموده . و ...

قضاوت با خودتان . ولی این درست نیست که پشت انسان هایی که دستشان از این دنیا کوتاه شده حرف ناشایست بزنیم . عده ای به جای عرض تسلیت و تسکین بازماندگان این حادثه تلخ , با این حرف ها نمک به زخم خانوادهایشان پاشیدند . عده ای هم مشغول به ساخت جک و کاریکاتور شدند . امیدوارم که دیگه از این اتفاقات ناخوشایند برای ما پیش نیاد . و در پایان بدانید که هر کس ﻣﺴﺌﻮﻝ زندگی خودش است و نمی تواند راجب زندگی دیگران تصمیم بگیرد . بعضی ها میگویند که اگر ما پول داشتیم به همه کمک میکردیم . باید به این افراد گفت که اگر در نداری کمک کردی بخشنده ای , نه در زمانی که ثروتمندی .

( باز هم از طرف همه مردم ایران به بازماندگان این حادثه تلخ تسلیت عرض میکنم , و امیدوارم که در سال اینده مردم تصمیم بهتری برای رفتن یا نرفتن به مکه بگیرند )


http://s3.picofile.com/file/8214171392/sshot_4.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 شهریور 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان وبلاگی عزیز , میدونم که به خاطر کم کاریم تعداد مخاطب های این وبلاگ کم شده ولی من مطالبی رو که فکر میکنم مفیده اینجا مینویسم شاید برای یک نفر مفید باشه , که همون برای من کافیه . من سعی میکنم مطالب جالب رو در وبلاگ قرار بدم اگر غیر از این بود شاید میتونستم مطالب بیشتری رو بنویسم ( البته این نظر شخصی منه) . همان طور که در پست های قبل هم اشاره کردم موضوع های انتخابی من از پیرامون خودم هست و در مورد دیدگاه انسان هایی که با انها ارتباط دارم انتخاب میکنم . البته ناگفته نمونه که بخشی از این مطالب از سایت ( بیتوته ) استفاده شده .

احساسات ما ریشه در تفکرات ما دارند. در اغلب موارد به هر گونه ای که فکر کنیم، احساسات و عواطف  ما بر این اساس شکل می گیرند. یک فرد عصبانی و سرشار از خشم و نفرت در درون ذهنش افکار خشمگینانه وجود دارند که منجر به بروز احساس عصبانیت می شوند . فردی که حسود است ذهنش مملو از افکار حسادت آمیز است  .نگرش و برداشت انسان ها از رویدادها ، بسی مهمتر و تعیین کننده تر از خود رویدادها هستند. این حقیقت وقتی وضوح می یابد که همه ما بارها دیده و شنیده ایم افرادی که با یک رویداد واحد مواجه بوده اند ، توصیفات متفاوتی وجود داشته است . آنچه مسلم است اینکه نگرش هر فرد نسبت به رویدادهای مختلف متفاوت است . این یعنی افراد مختارند که دنیا را از پشت عینک های مختلفی تماشا کنند و به آن طریق بیندیشند . به این ترتیب می توان گفت که به طور کلی برخی با عینک خوش بینانه و برخی با عینک بدبینی به دنیا می نگرند. مهم نیست که دنیا روی کدامین چرخ می گردد، انچه مهم اینکه در میان بالا و پائین های متعدد چطور به خوشبختی و حس رضایت دست پیدا کنیم.

تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند : کسانی در گورستان خوابیده اند . عدم توکل به خدا ، حسادت ، تکبر ، ظاهربینی ، عدم اعتماد ، عدم استقلال شخصیتی و تنبلی در برخی انسان‌ها از جمله عوامل منفی‌نگری و بدبینی است.

حوادث و واقعه های روزگار ، اعم از نعمت ها و نقمت ها ، خیرها و شرها ، لذت هـا و دردهـا ، کـامـیـابـی هـا و نـاکـامـی هـا ، بـرای اهل معرفت بسیار آموزنده است . چه بسیار تـوانـگرانی که دچار فقر شدند و یا فقرا و مساکینی که توانگر شدند . تمام فرصتها یی که ما برای ساختن خود و شکوفایی استعداد های درونی بدان نیاز داریم ، نه در نقاط امن و بی خطر زندگی که در دل بحران ها و سختی هاست که خود را به ما عرضه می کنند بوجود می آید.

حضرت علی (ع) :

انسان های بزرگ ، در باره عقاید سخن می گویند

انسان های متوسط ، در باره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک ، پشت سر دیگران سخن می گویند

وانسان های بزرگ، عظمت دیگران را می بینند

انسان های حقیر و کوچک ، عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

یکی از ویژگی های انسان های برتر که به موفقیت های بزرگ رسیدند این است که، بیشتر به علت ها می پردازند نه معلول ها. عموم افراد با معلول ها کار دارند و به عبارتی به شاخ و برگ ها می پردازند . افراد باید تلاش کنند که راهی به علت ها پیدا کنند. اگر این کارها صورت گرفت می توان در همه عرصه ها پیش رو بود. زندگی شما از مجموعه عادات شما تشکیل یافته است. هر چه عادات شما بهتر و نیکوتر باشد، زندگی شما هم عالی تر و زیباتر خواهد بود.


http://s3.picofile.com/file/8214133292/ra4_62055.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 مرداد 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام . موضوع این پست رو دنیای مجازی انتخاب کردم چون همه ما یه جورایی باهاش درگیر هستیم و ساعت های زیادی از عمرمون رو در این دنیای مجازی تلف میکنیم , البته عده ی کمی از کاربران هم هستند که از اینترنت استفاده ی درست میکنند . من هدفم از این نوشته با اون دسته از عزیزانی است که ساعت ها در شبکه های اجتماعی مثل : لاین, وایبر, تلگرام, فیسبوک و ... حضور دارند . نسل ما در دنیایی زندگی میکنند که : انسان ها ماشینی , ارتباط ها وایرلــس و دوستیها مــجازی است . نسلی شدیم که بهترین حرفای زندگیمان را نگفتیم  فقط  تایپ کردیم . نسلی که در جمع و در کنار هم هستیم ولی از هم دوریم . بوسه های شکلکی . مجنونهای آنی . لبخندهای زورکی . نسل خوابیدن با اس ام اس . نسل درد و دل با غریبه های مجازی . نسلی که دیگران را به تمسخر میگیریم . حال خیلی هامان خوب نیست ، دردناک است . در دنیای مجازی ادمها را بر معیار چهره و اندام لایک میکنند . در این دنیای مجازی همه هستند اما هیچکس نیست و در این میان چه انسانهای ساده وشریفی هستند که به بازی گرفته شده اند و چه احساسات پاکی جریحه دار شده است . معنای زندگی را در گــوگــل جستجو میکنیم . ما در دنیایی زندگی میکنیم که به انسان های واقعی نمیشود اعتماد کرد چه برسد به انسان های مجازی .

میتوان از این فضای مجازی ( اینترنت )  استفاده های درست هم کرد ,  اینترنت منبع خوبی برای پاسخ به سوالات روزمره در هر زمینه ای است . و هزاران مطالب علمی , هنری , پزشکی , ورزشی و ... دارد .

برای مثال : بیشتر ما از تکنولوژی روز دنیا ( تلفن های همراه ) استفاده میکنیم , البته تنها استفاده ما از این تکنولوژی بازی و چرخیدن در شبکه های اجتماعی است . واقعا خیلی بده که از ما یه پول چند میلیونی بگیرن و یه تکنولوژی روز رو بدن و ما هیچ اطلاعاتی از نرم افزار و سخت افزار اون چیزی که تو دستمون گرفتیم نداشته باشیم و فقط برای پز دادن جلوی دیگران بگیریم تو دستمون . ما که هیچ نقشی در پیشرفت تکنولوژی نداشتیم و فقط به عنوان یه کاربر در قبال پولی که از ما اخذ کردن , میتونیم از این تکنولوژی استفاده کنیم , پس حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم یادگیری کارکردن با این تکنولوژی است .

و در پایان بدانید که اعتیاد به اینترنت ، رفتارهای ناهنجار و ناراحتی های روحی و روانی را موجب می شود.

امیدوارم که مطالب مفید باشد ...


http://s3.picofile.com/file/8209913334/sshot_8_2_.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 تیر 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات همه دوستان درون مرزی و برون مرزی که به این وبلاگ سرمیزنند . امیدوارم تو این ماه مبارک و پر برکت بهترین اتفاقات براتون رقم بخوره و امیدوارم از این ماه عزیز بهترین استفاده رو ببریم . من به شخصه از 365 روز 6 ساعت 48 دقیقه 51 ثانیه که یک سال هجری شمسی میشه , این 30 روز ماه مبارک رو بیشتر از ماه های دیگه دوست دارم , نمیدونم چه حکمتی تو این ماه است , تو این ماه اتفاقات خوب زیادی برام میفته .

ماه رمضان ماه دوستی با خداست , ماه همرنگ شدن دارا و ندار است , در کل این ماه میتونه سکوی پرتاب ما انسان ها به سوی خدا باشه . من سال پیش همین موقع یه موضوعی در مورد ماه رمضان نوشتم که از ( اینجا ) میتوانید مطالعه کنید . خوشحالم که یک سال دیگه خداوند توفیق داد تا بتونم دوباره ماه رمضان رو ببینم , بعضی از ما یاد گرفتیم که فقط تو این ماه خوب باشیم و بعد از این سی روز دوباره روز از نو روزی از نو , کاش میشد کل سال نماز بخونیم , کار خیر انجام بدیم , دست نیازمندان رو بگیریم و ... اصلا چه فرقی میکنه رمضان باشد یا تیر یا ژوئیه , هر روزی که دست گرفتی دلی به دست اوردی , اشکی را پاک کردی انسانی ! 


بپرهیزیم از دروغ , از ریا , از تهمت , از نیرنگ وگرنه انسانهایی بودند که بسیار گرسنگی کشیدند ولی هرگز روزه دار نبوده اند . تو این شب های قدر از خدا بخواهیم که ما را در راه علی (ع) قرار بدهد ( برترین مرد روی زمین ) . علی دریا بود امیدوارم ما بتوانیم قطره هایی از این دریای بی کران انسانیت باشیم . دوستان تو این شب ها ما رو هم فراموش نکنید ...




http://s3.picofile.com/file/8198858668/w1qb_shab_ghadr_yasgroup_ir_35.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 خرداد 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام , بعد چند هفته مشغله درسی بالاخره وقت و حوصله نوشتن پیدا کردم , یک ترم دیگه از دوران دانشجویی گذشت یادش بخیر ترم اول دانشگاه یکی از استادامون گفت که تا چشم بهم بزنید این دوران میگذره حالا که ترم هشتم دانشگاهم به حرفش رسیدم . من سال 90 دانشگاه فیروزکوه قبول شدم که تو این دانشگاه خاطرات خوب زیادی دارم , البته سختی های خودش رو هم داشت . به نظر من ترم های اول دانشگاه خیلی جالبه چون تازه از محیط مدرسه اومدی و وارد یه محیط علمی بزرگتری شدی دوستای جدید پیدا میکنی و انسان هایی با رفتار و عقاید مختلف رو میبینی . شرایط من یکم خاص بود چون من تو شهر فیروزکوه خونه نگرفته بودم و از شانس ما فقط به خانوم ها خوابگاه میدادن به خاطر همین مجبور بودم که یک مسافت 150 کیلومتری رو از محل سکونت تا دانشگاهمون طی کنم . ترم اول دانشگاه که مهرماه 90 بود خودشون به ما واحد داده بودند که سه روز پشت سرهم میرفتیم دانشگاه البته سرویس گرفته بودم که سرویسمون هر روز ساعت 5 صبح حرکت میکرد , شما فکرش رو بکنید من سه روز که تو هفته کلاس داشتم هر روز باید ساعت 4:30 صبح از خونه میزدم بیرون و ساعت 9 شب میرسیدم خونه , توتاریکی از خونه میزدم بیرون و تو تاریکی برمیگشتم و دوباره باید برای فردا ساعت 4:30 صبح بیدار میشدم که تو زمستون داستانی بود برای خودش . این ساعتی که من از خونه میزدم بیرون هیچ موجود زنده ای تو خیابون پیدا نمیشد و حدود 10 دقیقه ای باید تو خیابون می ایستادم تا بالاخره نور یه ماشین از اون ته معلوم میشد . که معلوم نبود ساعت 4:30 صبح بیرون چی کار میکنه , البته من بیشتر اوقات فقط ماشین هایی که مخصوص تاکسیرانی بودند رو سوار میشدم . تو زمستونم که من فقط چشمام از کل صورتم معلوم بود , و یک کیف در دست که فکر میکنم همین کیف باعث ایستادن ماشین ها میشد , اگه پلیس منو با اون وضعیت میدید به جرم دزدی دستگیرم میکرد . خلاصه بعد از سوار شدن به تاکسی و رسیدن به اتوبوس باید سریع میرفتیم بالا و یک جای خوب تو سرویس میگرفتیم چون یه مسافت سه ساعته رو باید تو اتوبوس می نشستیم . برعکس بچه های دیگه که دوست نداشتن به خاطر سرما کنار پنجره بشینن من همیشه کنار پنجره میشستم چون از پنجره منظره بیرون رو تماشا میکردم . واقعا منظره زیبایی ام داشت شما فکرش رو بکنید زمستون داره برف میاد هوا هم تاریکه , کم کم روشن شدن هوا رو میبینی و کنار پنجره نشستی و از طبیعت زیبای جاده دماوند و بعد فیروزکوه استفاده میکنی و هندزفری رو زدی تو گوشت و اهنگی رو که دوست داری گوش میدی , فضای رمانتیکیه نه !!!

 

بعد از رسیدن سرویس به دانشگاه سرویس جلوی در دانشگاه بچه ها رو پیاده میکرد . از شانس ما دانشکده فنی انداخته بودن تو دل کوه که اسم خیابون دانشگاه کوهستان چهارم بود , یعنی یک مسیر یک کیلومتری دیگه رو باید میرفتیم که همش سربالایی بود , من یادم میاد که وقتی این مسیر رو تو زمستون میرفتیم بالا تا برسیم به در دانشگاه صورت و ریشامون یخ میزد , البته سه چهار تایی تاکسی داشت که کفاف این همه دانشجو رو نمی داد . برگشت هم به همین صورت بود , یک بار داشتیم با سرویس بر میگشتیم که جاده یخ زده بود و راننده ام برف پاک کن شیشه رو زده بود , حواسش نبود که اب پاش شیشه رو هم زد چشتون روز بد نبینه کل شیشه یخ بست راننده هم هیچ چیز رو نمیدید , خلاصه جیغ و داد و فریاد بالاخره به زور ماشین رو کشید کنار و شیشه رو با دستمال تمیز کرد , کم مونده بود که از دست ما راحت بشید . راننده هایی که چند سال بود این مسیر و میرفتن و میومدند میگفتند که دمای فیروزکوه در زمستون به 30-  درجه ام رسیده . جاده فیروزکوه هم خیلی جاده پر حادثه ای بود چون ما هر هفته که این مسیر رو میرفتیم حد اقل دو یا سه تصادف رو میدیدم که به خاطر پیچ های خطر ناک اون بود  .

 

چند تا از بچه ها اونجا خونه گرفته بودند و دیگه تهران برنمیگشتند . یه بار یکی از استادها میخواست امتحان بگیره که ما باید به خاطر اون کلاس از تهران بلند میشدیم میومدیم فیروزکوه و برمیگشتیم و دوباره فرداش میومدیم دانشگاه که با چند تا از دوستان تصمیم گرفتیم که شب رو تو فیروزکوه بمونیم . بعد از کلاس رفتیم دنبال خونه بعضی از خونه ها به صورت هتل اپارتمانی بودند و معمولا مشتری هاشونم دانشجوها بودند , که به خاطر قیمت مناسبشون معمولا پر بودند . اون روز ام که ما میخواستیم بمونیم هر جا رفتیم پر بود . بالاخره یکی از بچه ها رو پیدا کردیم و چهار نفری چتر شدیم خونشون . البته قرار شد ما غذا از بیرون بگیریم و اونا شام مهمون ما باشند ( ما اونجوریا ام نیستیم ) . خلاصه بعد از میل کردن غذا موقع خواب رسید , خونه دوست ما یک خونه قدیمی بود که کلا یک حال داشت که یه فرش دوازده متری توش انداخته بودند , حالا شما خودتون فکرش رو بکنید که 8 نفرادم تو 12 متر جا چجوری خوابیدن . تازه ماجرا به اینجا ختم نمیشه ما صبح بلند شدیم بریم صورتمون رو بشوریم که دیدیم اب یخ زده و تمام کفشامونم یخ زده . دوستامون که به این اتفاق عادت داشتن اب اوردن و کم کم ریختن روی لوله ها و اب رو باز کردن .

اگه بخوام اتفاق خوب این ماجرا رو بگم باید به امتحان اون روز اشاره کنم که , امتحان رسم داشتیم که خوشبختانه با یه استاد سخت گیر 20 شدم . این استاده ام به نوعی خیلی جالب بود ایشون تو تعطیلات عید به ما 17 تا رسم گفته بود بکشیم که 3-4  روزی درگیر کشیدن این رسما بودیم . البته وقتی نمره رو دیدم خستگی اون چند روز از تنم بیرون اومد .

ما زمانی که تو دانشگاه بودیم مطلع شدیم که یکی از اهالی فیروزکوه که برای چیدن قارج به کوه های اطراف رفته بود به خونه برنگشته بود که بعد از چند روز گشتن بالاخره این اقا رو پیدا کرده بودند که متاسفانه مثل این که گرگ ها بهشون حمله کرده بودند , این داستان تو کل فیروزکوه پیچیده بود و سوژه ای شده بود برای بعضی از استاد ها , دانشجوها که زیاد سر کلاس حرف میزدن بعضی استادها میگفتند که , این دفعه تذکر نمیدم میفرستمتون برید قارچ جمع کنید . تو پنج کیلومتری دانشگاه ما تنگه واشی قرار داشت که یک جای بسیار زیباست که توصیه میکنم حتما برید ما ام چند باری با بچه ها رفتیم که خیلی خوش گذشت .

یکی دیگه از خاطرات جالبی که اونجا داشتم اولین پروژه ای بود که من کنفرانس دادنش رو قبول کردم , ما ترم یک یه درسی داشتیم به نام سیستم انتقال قدرت که چندتا فصل داشت و استاد هر بخش رو بین چندتا گروه که اعضای اون چهار نفر بودند تقسیم میکرد , از شانس خوب یا بد ما فصل ششم که مربوط به گیربکس های اتوماتیک بود به ما رسید و ما رو هم جو گرفت به بچه ها گفتم من کنفرانسش رو میدم که باید با پاور پوینت متن ها و اسلاید ها رو درست میکردی میریختی تو سیدی و می اوردی دانشگاه , که یکی از بچه ها لب تاب می اورد و با ویدیو پرژکتور که تو دانشگاه بود ارایه میدادیم ,  این دوست ما وقت نکرده بود متن اون فصل رو تایپ کنه ورداشته بود کل فصل رو عکس کرفته بود و ریخته بود تو پاورپویت , خلاصه روز کنفرانس ما رسید و یه جمعیت 30 نفری مشتاق نشستن و منتظر کنفرانس کیربکس اتوماتیک هستند , ما رو هم استرس گرفته بود تا ویدیو پرژکتور رو درست کنن من رفتم یه ابی بخورم , همش به خودم میگفتم لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود , بالاخره با خودم کنار اومدم و رفتم برای کنفرانس پنج دقیقه اول خیلی استرس داشتم ولی کم کم بهتر میشدم , من یک کلمه رو , تلفظش رو اشتباه میگفتم استاد حدود 5-6  بار اینو به من گفت ولی من بازم تلفظ خودم رو میگفتم که اخریا میگفت ولش کن هر چی راحتی بگو , هر جوری ام حساب کنی حق داشتم ترم 1 دانشگاه کنفرانس گیربکس اتوماتیک .

از اتفاق های خوب دیگه اون ترم این بود که با وجود همه درس ها و سختگیری بعضی از استادها که درس هایی مثل ریاضی و فیزیک رو با اونا داشتیم تونستم این درسها رو با نمره ای خوب پاس کنم و بین 30-40 نفر از هم دوره ای ها بالاترین معدل رو داشته باشم که کمک خیلی زیادی تو روحیه من داشت . من که به خاطر سختی مسیر تو فکر بیرون اومدن از این دانشگاه بودم , تصمیم گرفتم که یکبار دیگه کنکور بدم و برم به یه دانشگاه نزدیک به محل سکونت که بعد از ترم دو این اتفاق افتاد و ترم سه رو با سه تا از دوستان تو دانشگاه پرند بودیم , البته بعدش چندتا از دوستان هم اومدن که الانم با هم در ارتباط هستیم و دوستی ما از همون دانشگاه فیروزکوه شروع شده بود . ببخشید که متن طولانی شد , این چند تا عکس از دانشگاه فیروزکوه  .


http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/478/1432257/ff.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 خرداد 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

در روز 26 خرداد 1394 شاهد حضور 175 شهید گمنام در تهران بودیم . این شهدا  خط شکنان و غواصان عملیات کربلای چهار بودند . حکایت این شهدا حکایت انسانهایی است که بدون هیچ چشم داشتی و برای دفاع از اب و خاک و میهن و ناموسشان جان خود را فدا کردند . اری این شهدا همان دلیران کشورند که بدون هیچ ترسی دل به دریا زدند . تو این دنیا هیچ چیز با ارزش تر از جان انسان نیست , این رو انسان های مرفع جامعه بیشتر درک میکنند , شاید خیلی ها راضی باشند که همه ثروتشون رو بدن ولی یه چند صباحی بیشتر تو این دنیا زندگی کنند , هضم این موضوع که بدونی شاید چند ساعت دیگه بیشتر زنده نیستی خیلی سخته , اعتقادات و انسانیت بالایی میخواد , خوش به حال همه شهدا و ما که همچین انسان هایی رو در کشورمون داریم که به مقام شهادت اعتقاد دارند . در جنگ ایران و عراق بعضی از نیروهای عراقی به دلیل فشارهای جسمی و روحی که بهشون وارد میشد دست به خود کشی میزدند ولی شهدای ما سخت ترین شکنجه ها را تحمل میکردند , این همون بحث اعتقاده . من انسان هایی رو میشناختم که در هشت سال دفاع مقدس , در کشور امریکا استاد دانشگاه بودند و در بهترین شرایط رفاهی بودند . ولی برای خدمت به کشورشون اومدن تو خط مقدم تا به کشورشون خدمت کنند , من واقعا هیچ توصیفی در مورد این انسان های والا مقام ندارم .

همه ی ما به این شهدا مدیون هستیم , اگه این شهدا نبودند شاید ایرانم الان یه کشوری مثل , افغانستان , پاکستان , عراق , سوریه و ... بود و ما الان عربی حرف میزدیم .

مراسم این شهدا خیلی با شکوه برگزار شد که این نشون دهنده علاقه مردم به این شهداست که با هر عقایدی ,  پوششی  , رنگی , سنی و طبقه ای اومده بودند . خدا رو شکر که مردم کشور مون هنوز بعد از گذشت سالها قدر ارزش هاشون رو میدونند .

و در اخر بگم که شهادت لیاقت میخواد که خدا به بندگان خوبش این مقام را میده . میدونید که اگرکسی در راه خدا به شهادت برسه همه ی گناهانش بخشیده میشه , ایشالا که خدا این لیاقت رو به همه ی ما بده ...


http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/478/1432257/1756.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


----------------------------------------
عضو باشگاه نویسندگان جوان
میهن بلاگ
----------------------------------------
ارزش هر کس به فکر
اوست نه به ظاهر او
------------------------------------
اگر زندگی شما ارزش زندگی
کردن را دارد، حتما ارزش
نوشتن را هم خواهد داشت
------------------------------------
این وبلاگ دلنوشته هایی
است از خودم می نویسم ...
گاهی از جنس روزمرگی ها
گاهی از مشکلات اجتماعی
گاهی از اتفاقات پیرامون
و گاهی از دلخوری ها ...
-------------------------------------
اگر کسی را نداشتی که
به او فکر کنی به اسمان
بیندیش زیرا درآن کسی
هست که به تو می اندیشد ...
خودمون رو وابسته به متغیری
به نام انسان نکنیم ...
اگردلت گرفت سکوت کن
این روزها کسی معنای
دلتنگی رانمیداند.
-----------------------------------------

مدیر وبلاگ : فرهاد مهدی
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

AvaCode.69