تبلیغات
زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
 
زیر گذر زنـــــدگــــی ... !
" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
 
 
پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : فرهاد مهدی
http://s8.picofile.com/file/8274660268/Veblog2.png
 

لینک فونت وبلاگ ( B koodak ) :

323 دانلود 323






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 23 خرداد 1395 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام و عرض تبریک به همه دوستان عزیز بابت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، امروز میخوام صفحه ای از زندگی شخصی یک جوون رو براتون تعریف کنم. یک جرقه بزرگی که تو سن ­16­سالگی در ماه رمضان سال 87 تو زندگی این جوون زده شد، شاید اعتقاداتی که الان داره ­مدیون ماه رمضان 8 سال پیش باشه و به همین دلیل که این ماه رو دوست داره. این جوون در یک خانواده سنتی زندگی میکرد و در یکی از روزهای رمضان سال 87 برای اولین بار تصمیم گرفت که همراه با خانواده روزه بگیره، و از همون روز نماز خواندن رو شروع کرد. اون روز فهمید که چقدر تحمل تشنگی و گرسنگی سخته و خوشحال بود که حداقل برای یک روز هم که شده با انسان هایی که گرسنه هستند احساس همدردی کرده. اون جوون به خاطر ساکت بودن و چهره ارومی که داشت، به نظر همه دارای شخصیتی بی خیال بود، در صورتی که این طور نبود و اون یاد گرفته بود که احساساتش رو کنترل کنه. او دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشته بود که هنوز هم بعضی از خاطرات ان روزها را فراموش نکرده. بعضی از مشکلات انسان رو قوی میکنه و بعضی از مشکلات اینقدر بزرگ که انسان رو از پا در میاره، این مشکلات باعث شده بود که این جوون قوی بشه. زمانی که خدای خودش رو شناخت حس بهتری نسبت به زندگی پیدا کرد. اون از همون دوران جوانی فهمید که با همسن و سالهای خودش فرق میکنه و طرز فکر متفاوتی داره، سختی های زندگی کوله باری از تجربه برایش ساخته بود. شاید فهمید که یه انسان خاص ( البته خاص بودن به معنای بهتر بودن نیست ). اون همیشه سعی میکرد که مرز بین رابطه ها رو با دوستان مخصوصا جنس مخالف حفظ کنه، چون معتقد بود که رابطه ای که توش دوست داشتن نباشه رابطه انسانی نیست و همه علاقه اش رو گذاشت برای همسر اینده. اون فهمیده بود تا زمانی که سن و شرایط ازدواج رو نداره نباید با احساس کسی بازی کنه و مواظب دلش باشه که یه وقت سر نخورد، هر چند که نتونست ولی این حس رو ابراز نکرد چون شرایطش رو نداشت. او همیشه سعی میکرد انسان مفیدی باشه، و برای دوستانش چیزی کم نذاره، ولی این رو میدونست که خیلی نباید روی دوستانش حساب بازکنه و ازشون توقع داشته باشه. این جوون یک سری اعتقادات داره که از کسی یاد نگرفته و خودش با مطالعه و با عقل و منطق بهشون رسیده، این جوون اصلا ادم مذهبی نیست ولی سعی میکنه ادم معتقدی باشه. و اعتقاد داره که خدا در گریه و ترس عبادت نمیشه. این جوون حس میهن دوستی عجیبی در وجوش هست و با همه مشکلات و ضعف های مدیریتی که در کشور وجود داره، هنوز هم برای کشورش احترام خاصی قاﺋل. و اعتقاد داره که اگه همه مردم کشورش این حس رو داشته باشن وضعیت مملکت از وضعیتی که هست بهتر میشه. این جوون 7 ماه دیگه 24 سالش میشه که از زندگیش راضیه چون خیلی ادم پرتوقعی نیست. این جوون خیلی سخنران خوبی نیست و بیشتر سعی میکنه اون چیزهایی که تو ذهنش میگذره رو بنویسه، و این چند خط نوشته های اون جوونی که ازش صحبت کردم.

راز روزه دار بودن سبک شدن برای پرواز است !


http://s6.picofile.com/file/8255508168/sofreh_eftari.jpg







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام به همه ی دوستان وبلاگی عزیز - دنبال یه موضوع برای پست جدید در ارشیو اردیبهشت ماه وبلاگم بودم که یک متن زیبا و تامل برانگیز رو یکی از دوستان برام فرستاد حتما تا اخر بخونید خیلی جالبه . موضوع در مورد دردها و رنجهایی که جوانان دوره های چهل تا شصت کشیدنه . البته جوانان دهه هفتادی که خودم یکی از اون ها هستم , مشکلاتشون کمتر از دهه های قبلی نیست شاید فقط جنس مشکلات تغییر کرده باشه ...

می ایستیم به احترام رنجهای تمام جوانان
دهه ی چهل .... پنجاه.....شصت
آنان که جوانیشان را پشت درهای بسته
دانشگاه در انقلاب فرهنگی گذراندند!

تمام قد می ایستیم به احترام آنها که تاوان ۱۳ سال تحریم را در جوانی شان و هشت سال جنگ را در نوجوانی شان با ثانیه ثانیه درد و حسرت پرداختند!

نوجوانانی که با آژیر وضعیت قرمز كه معنی و مفهوم آن كه حمله هوایی جنگده های عراقی بود
به خواب می رفتند و با مارش نظامی
و سرودهای حماسی آهنگران بیدار می شدند...

جوانانی که بخاطر شلوار لی و آستین کوتاه
پوشیدن از ورود به دانشگاه باز ماندند!

و جوانانی که یک شب ویدئو نگاه کردن
بدون استرس برایشان رویا بود

می ایستیم به احترام جوانانی که کار و خانه و ماشین و ازدواج رویایی شد دست نیافتنی تر از توافق!

می ایستیم به احترام این نسل که قرار بود
مکتبی باشد، دیندار انقلابی، نه شرقی نه غربی و امروز از همه اینها گریزان
در جستجوی فرار ازهرجا که اینجا نیست!

می ایستیم به احترام تمام ثانیه های
جوانی مان که در اثر بی تدبیری ها
به هدر رفت!

می‌ایستیم به احترام دهه ی پنجاهی هایی که بخاطر بی تدبیری هنوز هم شغل ثابت ندارند
و در میانسالی نگران آینده ی مبهم خود و خانواده‌هایشان هستند!

تمام قد می ایستیم به احترام نسل سوخته!
نسلی که سوخت و ساخت!
نسلی که همش دروغ شنید!
نسلی که نفهمید کی نو جوان، "جوان" و بزرگ شد
و موهای سرش اگر نریخت به سفیدی گرایید!
و در آرزوهایش گم شد!

نسلی که هرگز... هرگز رنگ آرامش را
در زندگی تجربه نکرد!

نسلی که در مدارس ریش , پیراهن روی شلوار
آرزوی مرگ برای دیگران و لعن نفرین را نمود
دینداری در مدرسه آموخت!

نسلی که هرگز نفهمید جنس مخالفش را
چگونه میتواند بفهمد چون کمیته و گشت
او را تهدید به آبروریزی کرد!

نسلی که یاد گرفت آنچه در خانه میگذرد را باید
در جامعه کتمان کند
حتی گوش کردن به موسیقی های قدیمی
برایش جرم محسوب میشد!

به احترام تمام دهه چهل و پنجاهی وشصتی ها
می ایستیم و آرزو می کنیم
بر خلاف تجربه ی نوجوانی و جوانی خود
پدران و مادران و پدربزرگان و مادربزرگان خوبی
برای فرزندانشان باشند !


http://s6.picofile.com/file/8250384150/1340_1360.png




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 فروردین 1395 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با عرض تبریک سال نو خدمت همه دوستان وبلاگی عزیز که از خیلیاشون اصلا خبری نیست , البته به همشون حق میدم مشغله زندگی ما تو این دنیای مدرن انقدر زیاد شده که دیگه کسی وقت و حوصله خواندن نداره , امسال برای من سال خیلی مهمیه , تا تیرماه تو مقطع کارشناسی به امید خدا فارغ التحصیل میشم و باید تصمیم بگیرم که در مقطع ارشد ادامه تحصیل بدم یا برم سربازی البته برای سربازی ام یه فکرایی دارم , ولی کلا دو دل هستم که باید چیکار کنم , از یک طرف خسته شدم از این یکنواختی , همش درس , گذشتن از تفریحات , شب بیداری , فشار ها و استرس های درسی , مشکلاتی مثل رودرواسی برای گرفتن پول از پدر و ... البته خیلی ها میگفتند که میتونی در کنار درس خواندن کار هم بکنی که من اصلا این موضوع رو قبول نداشتم , به چند دلیل : یکی از مشکلات جامعه ما اینه که هیچ کس تو جایگاهی که باید باشه نیست مثلا کسی که داره درس میخونه باید کل حواسش به درس خواندن باشه نه این که از هفت روز هفته نصفش رو در دانشگاه باشه و نصف دیگرش رو در کار , اینجوری نه در کار موفق میشه نه در دانشگاه , متاسفانه اکثر کسانی ام که مشغول به کار هستند در زمینه تحصیلی خودشون کار نمی کنند و این یعنی تباه کرن عمر خود , بگذریم اصلا نمی خواستم در مورد این موضوع بنویسم نمی دونم چی شد ...

در مورد کنکور بگم که اصلا نخواندم یعنی وقت نکردم که بخوانم ترم پیش بیشتر تمرکزم رو گذاشتم برای فارغ التحصیلی در خرداد  ,برای قبولی در ارشد رشته مکانیک با این همه درس سنگین حداقل یک سال زمان لازم است,  و با شناختی که از خودم دارم , میدونم که حوصلم نمیگیره یک سال پشت کنکور بمونم و درس هایی رو که یکبار خوندم دوباره بخونم    .این ترم پروژه و کار اموزی ام برداشتم , که پروژه ام برای خودش داستانیه از گیر اوردن کاتالوگ و رو زدن به همه گرفته تا مشکلات طراحی و تحلیل , چند ماهی هست که درگیر کارهای پروژه هستم امیدوارم بتونم تا اردیبهشت تمومش کنم و دفاعیه پروژه رو انجام بدم . خلاصه پای ماندن راه رفتن در دو راهی مانده ام , نمی دونم چیکار کنم از یک طرف اردیبهشت کنکور دارم , دفاعیه پروژه دارم , از چند هفته اینده باید برم کار اموزی , و برای کنکور وقت نکردم درس بخونم , از طرفی ام دوست دارم ارشد بخونم , نمی دونم اگه برم سربازی و بیام حس وحال درس خوندن رو دارم یا نه , یا بعد از سربازی که 2 سال طول میکشه وضعیت اقتصادی و کار چه جوری میشه , خلاصه تو امپاس شدید قرار گرفتم , البته خدا همیشه هوای من رو داشته با این که به نظر خودم بنده خیلی خوبی ام براش نبودم . همیشه بهترین اتفاقات رو در سر راهم قرار داده , بعضی وقت ها ام اتفاقاتی برای پیش اومده که ناراحت شدم ولی گذر زمان نشون داده که , همون اتفاق هم به نفع من بوده , این دفعه ام از خداوند میخوام اون چیزی رو که به صلاح من هست در سر راهم قرار بده . شاید تا تیر ماه مشخص بشه که به سربازی میرم یا ارشد , حتما اتفاقاتی که برام پیش بیفته رو مینویسم , حالا یا خاطرات سربازی یا خاطرات مقطع جدید ( البته این موضوع میمونه برای تیر یا مرداد )


http://s6.picofile.com/file/8246376250/farhad_2.jpg







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 اسفند 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان وبلاگی عزیز بعد از مدت ها  ارشیو , دو ماه از وبلاگم خالی ماند , نمیخوام دوباره حرفهای تکراری و بهونه گیری های همیشگی رو کنم , بگذریم ... علت انتخاب این موضوع بحث با تعدادی از دوستان بود , که عقاید خودشون رو داشتند و تا حدودی هم قابل قبول بود . راجب این موضوع میشه ساعت ها صحبت کرد ولی من سعی میکنم که خیلی مختصر در مورد این موضوع توضیح بدم . امیدوارم بتوانم حداقل یک علامت سوال از ذهن شما رو پاک کنم . بهتر است که دین و انسانیت را  رویا روی هم ندانیم, چون دین و انسانیت مکمل هم هستند و متضاد یکدیگر نیستند , علم و انسانیت , لازمه ی زندگی انسان ها هستند و با داشتن این موارد , انسان ها میتوانند کنار هم در اجتماع زندگی کنند , باز هم تاکید میکنم (لازمه ی) زندگی بشر هستند , یعنی کسانی که خود رو فردی دین دار میدانند باید علم و انسانیت رو در درجه اول داشته باشند و در مرحله بعد برای رسیدن به کمال , انسانها نیاز به عامل سومی به نام دین دارند . در واقع ادیان مختلف امده اند تا انسان بسازند پس می توان گفت که دین و انسانیت در اصل یکی هستند . دین به لحاظ محتوا عبارت است از: عقاید ، اخلاق و احکام عملی . دین آمده تا اخلاق را تکمیل کند . پیامبر اسلام فرمود : من برای تکمیل کردن خوبی های اخلاقی مبعوث شدم ، و همچنین یادگیری علم را بر هر انسانی واجب شمرده است . بنابراین در هر دو صورت ، دینداری بدون علم و انسانیت ناقص می باشد . ] نه هركس شد مسلمان می توان گفتش كه سلمان شد ... كه اول بایدش سلمان شد و بعدش مسلمان شد[  . تمام تلاش ادیان هدایت بشر در مسیر انسانیت و اخلاقیات است . اعتقاد به خدا محور و پشتوانه تمامی فعالیت های اخلاقی انسان در عرصه جامعه است . در دین مساله مرگ که بزرگترین ترس بشر هست ازبین میره  , و انسان ها در بن بستها و مشکلات و بیماریها و سختیها و... میتوانند به خداوند رو بیاورند و اعتقاد دارند که کمک کننده ای هست و درواقع یک چتر و حس امنیت ایجاد میکنه . پس میتوان نتیجه گرفت که انسانیت با دین داری ، تقابلی ندارد که بخواهیم فقط یکی را انتخاب کنیم . انسانیت و داشتن اخلاق نیک ، مراتب و درجاتی دارد که عالی ترین مراتب آن در دین محقق می شود . در صورت عدم ایمان به جهان آخرت و نتایج اعمال ، نیک خلقی و حسن اخلاق ، ضامن اجرایی چندانی نخواهد داشت . و جایگزین هایی که سعی کرده اند برای معاد بسازند ، کارایی چندانی ندارد . شهید مطهری یکی از این جایگزین ها و اشکال آن را این گونه بیان می کند : اخلاق معنایش این است كه من اینقدر بفهمم كه نفع من در نفع دیگران است . من باید اینقدر شعور داشته باشم كه در جامعه ، نفع من در نفع همه انسانهاى دیگر است. به هر حال جامعه غرب و تمدن جدید آن که کینه شدیدی از کلیسا داشت ، به دلیل بی بدیل بودن آن ، مجوز بقای حداقلی به کلیسا داده است . به هر حال کشور های  غربی هم فهمیده اند که هیچ چیز نمی تواند جای دین را پر کند. نباید فراموش کنیم که هیچ کس بدکاری خود را با شعار بدکاری انجام نمی دهد . بلکه حتی کسانی که می خواهند عملی زشت را انجام دهند ، سعی می کنند ، توجیهاتی برای عمل خود بسازند و آن را معقول نشان دهند. بنابراین روشن است که چرا عده ای بی دینی خود را با شعار انسانیت رنگ و لعاب می دهند .

- چرا اروپایی ها با اخلاق هستند؟ یک سؤال بسیار مهم : اگر بدون ایمان نمی توان اخلاقی بود پس چرا برخی جوامع اروپایی وآمریکایی مذهبی نیستند اما از دروغ و نفاق و تزویر و دزدی وخیانت پرهیز می كنند؟ پس معلوم می شود كه می توان اخلاقی بود بدون اینكه متكی به ایمان و معرفت باشد.  

شهید مطهری می فرماید : این سخن را شما زیاد شنیده اید ، خود من هم زیاد شنیده ام و شاید مدتها هم به آن معتقد بودم كه چنین چیزی می شود، استاد شهید در ادامه سه نوع(خود) را مطرح می کند که بیانی به این مضمون دارد.

1- خود شخصی انسان : گاهی اوقات فقط خودش را می بیند و از آن حیطه تجاوز نمی کند . دایره ای كشیده اند كه خودشان در داخل آن و غیر خودشان همه بیرون از آن هستند همه چیز را برای خودشان می خواهند . این ، نوع ضعیف خود پرستی است .

2- خود خانوادگی : برخی اوقات ، انسان فقط خانواده خود را می بیند و با آنان بسیار محترمانه، مهربانانه و عادلانه رفتار می کند . اما در خارج محیط خانواده تمام صفات رذیله وجود دارد .

3- خود ملی : گاهی می بینیم كه خود توسعه پیدا کرده ، خود ملی می شود . افراد ملت در داخل خودشان مثل همان فرد در داخل خانواده اند كه نسبت به خانواده خودش راستگو است . نسبت به ملت خود امین است ، دزد نیست . در واقع برای شخص خودش دزد نیست، برای شخص خودش دروغ نمی گوید، ظلم نمی كند .این كه ما می بینیم امروز فرد نسبت به فرد ظلم نمی كند, ولی ملت ها بدترین اقسام ظلم را نسبت به ملل دیگر می كنند و این را هم زشت نمی دانند ناشی از همین فكر است. رجال درجه اول اروپا ظلم هایی را كه نسبت به ملل استعمار زده مرتكب شده اند برای خودشان افتخار می دانند همین فردی كه در داخل ملت و كشور خودش این قدر عادل و امین است و ممكن نیست كوچك ترین خیانت و عمل ضد اخلاقی بكند، وقتی كه پای ملتی دیگر به میان می آید می گوید این مفاهیم معنی ندارداخلاق آنها بر اساس منفعت خودشان است . الفاظ آنان تو خالی است و پشتوانه ندارد. اگر ایمان راستین نباشد، اخلاق پشتوانه مفهومی و اجرایی ندارد.

فرمایش کنونی من بیشتر در کشورهایی نمود داره که تفسیری از انسانیت بر مبنای منافع خود ارائه نمودند و با قدرتی که دارند به عناوین مختلف مانند حقوق بشر کشورهای دیگر را برای استعمار کردن تحت فشار قرار می دهند !!
انسانیت بدلیل نداشتن ابعاد مشخص و محدوده معلوم بهترین گزینه برای افرادیست که میخواهند از زیر بار بندگی خداوند شانه خالی کنند و به اعمال خود وجه و اعتبار بخشند . هر جامعه ی می تواند بر مبنای منافع خود انسانیت را تعریف نماید مثلا ما داریوش را بدلیل کشور گشایی ستایش می کنیم و از او بعنوان استوره یاد می کنیم ولی در پاسخ اینکه مردم کشورهای مورد تهاجم هم همین نظر را دارند یا نه؟ عاجزیم همین الان گروه داعش اعمال خود را انسانی ترین حرکت دنیا می پندارد !!! امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم . خلاصه کلام انسانیت محدوده ایست به وسعت منافع یک جامعه که حق دارد منافع جامعه کوچکتر یا ضعیفتر را پایمال کند . حکومت های اکثر کشوران دنیا دست قدرتمداران منفعت طلب هست و ما داریم درباره مردم عادی صحبت میکنیم ، نه سردمداران ایران , اروپا یا آمریکا و ...

وقتی معیاری برای سنجیدن اخلاق نباشد هر شخصی و هر جامعه ای می تواند خود را اخلاقی و انسانی معرفی نماید
مثال بنده هم واقعیت جوامع کنونی بود که زعم شما برداشت شخصیست !


http://s6.picofile.com/file/8243855342/851869_MhyS8gA9.jpg






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 آذر 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان عزیز روز ١٦ اذر که به روز دانشجو نام گذاری شده است را به همه ی دانشجوهای عزیز تبریک عرض میکنم . روز قلم های تیز ، روز فکر های خلاق ، روز اندیشه های نو مبارک . دوران دانشجویی یکی از بهترین روزهای زندگی ما محسوب میشه , خاطرات تلخ و شیرین این دوران هیچ وقت از ذهن ما پاک نمیشه , چند وقت پیش یکی از بچه ها تو پیج دانشگاه پست گذاشته بود که دلم برای استرس هایی که قبل از ورود به جلسه امتحان داشتیم تنگ شده . میدونم که همه ما همچین استرسی رو تجربه کردیم . نوشته بود که خیلی دوست دارم تا دوباره به اون دوران برگردم , و با دوستان قدیمی دور هم جمع بشیم و در مورد مسایل مختلف با هم حرف بزنیم , یا دلم برای شوخی های دانشجویی تنگ شده خلاصه قدر این دوران رو بدونید , بعد از این دوران وارد مشکلات زندگی میشید و شاید دیگه وقت برای این کارها نداشته باشید .

تو این پست چند نمونه از: طنز دانشجویی , درد و دلهای دانشجویی ,  و مشکلات دانشجویی رو نوشتم که به نظرم جالب اومد .

طنز دانشجویی :

١ - یکی ازدوستان تعریف میکرد که یکی از فانتزیام اینه که همکلاسی دانشگاهم بخوره زمین همه بهش بخندن... بعد من برم دستمو دراز کنم بگم بلند شو عزیزم... تا حالا سقوط یک فرشترو ندیده بودم... ودرحالیکه اشک تو چشای اون دختر جمع شده حراست دانشگاه یکی از آهنگای آروم انریکرو بذاره و دوستام ازمون فیلم برداری کنند ...

٢ - یکی دیگه میگفت اگه به جای نیمه گمشده دنبال دایناسور می گشتم تا الان پیدا کرده بودم...

٣ - ما دانشجو ها  به تقلید از خارجی ها قبل از غذا تو سلف دانشگاه دعا میخونیم . البته دعا که نه اشهد میخونیم به خاطر کیفیت بد غذاها ...

٥ یه روز استادمون از دانشجوها پرسیده هدفتون از دانشگاه اومدن چیه؟ حالا جوابای بچه ها : برای شاد کردن دل بابام . تو فامیلمون مد شده . برای نرفتن به سربازی . برای رقابت با خواهر شوهرم . برای گذروندن اوقات فراغت . خونه حوصلم سرمیره . چه تفریحی سالم تر از دانشگاه دوستای جدید (شوهر)

٦ به نظر بچه ها ﻣﺮﺍﻗﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﺸﯿﻨﻪ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ، مراقب نیست ﮔﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ .

٧ - میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید ! دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه !!!

٨ تفریحات یکی از بچه ها تو کلاس این بود که دخترا رو صدا میزد تا برمیگشتن ؛ جوری که استاد بشنوه داد میزد برگرد خانوم فلانی !

٩ - لازم دونستم تاکید کنم که بهترین شغل دنیا در زمان دانشجویی داشتن بابای پولداره !

١٠ -  اگه می‌خوای بفهمی که دکور اتاقت خوبه یا نه ، بشین درس بخون ، یعنی کاملا می‌فهمی‌ها !!!

١١- به اونایی که عجله دارن فارغ التحصیل شن یادآوری کنم که عزیزم بیرون که کار نیست ، باور کن خونه هم هیچ خبری نیست ! همون دانشگاه بمون حداقل هر کی پرسید چیکار میکنی بگی دانشجو هستم .

١٢- قانون پایستگی دانشجو: دانشجو نه استخدام میشود نا فارغ التحصیل بلکه از دانشگاهی به دانشگاه دیگر انتقال میابد!

درد و دلهای دانشجویی :

دانشجوی سال اولی : دانشجویی که فکر می کند با تحصیلات دانشگاهی می‌ تواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد .

دانشجوی سال دومی : دانشجویی که فکر نمی‌کند با تحصیلات دانشگاهی بتواند آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد !

دانشجوی سال سومی : دانشجویی که مطمئن شده است با تحصیلات دانشگاهی نخواهد توانست آینده‌ی بهتری برای خودش بسازد .

دانشجوی سال چهارمی : دانشجویی که دیگر نه فکر می‌کند ، نه به چیزی اطمینان دارد و نه آینده‌ی برای خود متصور است .

-----------------------------------------------

- دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست، هیچکس تنها نیست.

- دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد !

- دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند !
- دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود !
- دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است !
- دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند. ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد !
- دانشجوی روانشناسی : درون گرا، خجالتی، کم حرف، یک شخصیت منحصر به فرد !
- دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند !
- دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است، من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند !
- دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش
۳۲ گیگ است !

- دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست !
- دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود !
- دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد !
- دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است. چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند !
- دانشجوی
  زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم !
- دانشجوی زبان انگلیسی : !
It is always silent
- دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد !
- دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده. ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است !
- دانشجوی هنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !
- دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود !
- دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد !
- دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند. حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند !
  

- دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد. چون او همه جا هست !

مشکلات دانشجویی :

1- صف ناهار در سلف دانشگاه

۲- صف دستشویی موقع ناهار و نماز ظهر

۳- صف حمام به صورت ۲۴ ساعته

۴- صف سرویسها به دانشکده در صبح یا بازگشت

5- صف دستشویی خوابگاه صبح ها

۶- صف شام در سالن چند منظوره....... خوابگاه

۷ - صف ورود به کلاس های ۱۲ متری

۸ - صف شستن ظروف

۹- امکانات ضعیف اموزشی و تجهیزات ازمایشگاهی

١٠- نبود موقعیت شغلی برای فارغ التحصیلان و ...


http://s3.picofile.com/file/8226828100/ff2.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 30 آبان 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام خدمت همه ی دوستان عزیز .

دوستان تا به حال به این ضرب المثل مرغ همسایه غازه فکرکردید؟

مرغ همسایه غازه,  ضرب المثلی است که بیشتر در ایران رواج دارد که کنایه از کم و سطح پایین انگاشتن داشته های خود و بالا یا برتر دانستن همان چیز در نزد دیگران است . حتی گاهی اوقات به معنی باور داشتن دیگران و عدم خودباوری نیز به کار می رود . این مثال در مورد مردم ما بسیار به جا است چرا که معمولاً داشته های خود را نادیده گرفته و خود را باور نداریم و دیگران را هر چند کم سوادتر و ضعیفتر اما صرفاً به خاطر خارجی بودن قبول داریم .

من قبول دارم که دولت در اجرای قوانین و رعایت عدالت اجتماعی ضعف دارد و مشکلاتی در کشور وجود دارد که همت ، دلسوزی ، دانش ، و انصاف برخی از مسئولین را می طلبد . قطعا نمی شود جامعه ای را یافت که در آن معضلاتی وجود نداشته باشد , در این شرایط باید به مسائل به درستی نگاه کرد و نباید مانند بچه ها با هر مشکلی فریاد زد . باید قبول کرد که ما مردم جامعه نیز در بوجود آمدن این مشکلات بی تقصیر نیستیم . وقتی ما از کوچکترین نقش های خود در جامعه برای منافع شخصی استفاده می کنیم و دید جامع و مردمی نداریم , وقتی سعی در انتخاب فردی داریم که از بی دانشی ، بی تجربگی و عدم تناسب تحصیلات با منصب مورد نظر اگاهی داریم ولی به خاطر برخی منافع ( پارتی بازی ) با دست خودمان او را انتخاب میکنیم چگونه انتظار رعایت عدالت و خدمت به خلق را داریم؟! چگونه از بی قانونی به ستوه می آییم درحالی که خود نیزسعی در نقض قانون به شکل های مختلف را داریم؟ با وجود داشتن این همه کاستی ، و عدم تفکر در امورات شخصی ، کشور های دیگر را مانند پتک بر سر حکومت می کوبیم و معتقدیم که کشور های دیگر(خصوصا آمریکا و برخی از کشور های اروپایی) بهترین شرایط را برای مردمشان بوجود آورده اند . البته من منکر مدیریت و برنامه ریزی صحیح کشورهای مورد نظر نیستم اما آیا به رفتار اکثریت مردم آن کشور ها توجه کرده اید؟آیا زندگی آنان را دیده اید؟ در همین قضیه ی بحران اقتصادی که بسیاری از کشور ها ازجمله کشورهای مذکور را به ستوه آورده بود،بسیاری از مردم در آمریکا،کانادا و اروپا بی خانمان شدند و شغل خود را از دست داده اند و خوراک و پوشاک آنان نیز کاهش یافت ولی با این حال مردم درحل این بحران به دولتشان کمک کردند .

 

آری ما به بدترین شکل ممکن ضرب المثل مرغ همسایه غاز است را در جامعه بکار میبریم ، حتی می ترسم به زودی مرغ کشور های اروپایی و غربی برای ما گاوی ،گوسفندی ، شتری ، چیزی شود. من فکر می کنم که این ضرب المثل در مورد افرادی ست که دائما به دنبال بهانه و انداختن تقصیر به گردن دیگران هستند و هیچ توجهی به داشته های خود و نداشته های دیگران ندارند به نظر من مرغ همسایه هیچ وقت غاز نیست بلکه مرغی ست با رنگی دیگر. این ما هستیم که بصیرت لازم را برای درک این تفاوت ها را نداریم.

 

اگر بخواهیم زندگی انسان ها را به بازی فوتبال تشبیه کنیم , عده زیادی از مردم نقش تماشاچیان بازی فوتبال را دارند وتنها کاری که از دستشان بر می اید , نظر دادن , اعتراض کردن , و تشویق دیگران است وخود هیچ نقش مفیدی برای کشور ندارند , کسانی میتوانند اعتراض کنند که از توانمندی و دانشی برخوردار باشند و در کل حرفی برای گفتن داشته باشند  . و دسته دوم که تعدادشان محدود است نقش بازیکنان فوتبال را دارند که اگر به درستی مسئولیت خویش را انجام دهند موجب موفقیت تیم که همان حکومت است میشود و موجب نشاط تماشاچیان که همان شهروندان یک کشور است میشود . همون طور که گفتم من قبول دارم که مشکلات ما زیاده ولی این مشکلات فقط به دست خود ما حل میشه ( با مدیریت درست ) نه به دست کشور های دیگر فقط کافی بخواهیم و برای رسیدن به خواسته هامون برنامه ریزی درست و تلاش مستمر داشته باشیم .

ودر اخر بدونید که مرغ همسایه از دور غازه به نظر میرسه . این باور اشتباهی که بعضی از ما داریم و فکر میکنیم که همه دنیا دارن تو ناز و نعمت زندگی می کنند و فقط ما ایرانی ها هستیم که تو مشکلات داریم زندگی میکنیم . با یه نگاه ساده به منطقه پر تنش خاور میانه میشه به این موضوع رسید , تو کشوری که امنیت نباشه نه علم هست , نه پیشرفت , نه رفاه,  نه ارامش , و نه  ...

و در اخر به ایرانی بودن خودتون افتخار کنید , به مسلمان بودن و به شرافتی که ایرانی ها دارند افتخار کنید , به تمدن چندین هزار ساله ایران عزیز افتخار کنید , به صبور بودن , ایثار , مقاومت , باهوش بودن ایرانی ها افتخار کنید .

و بیایید به هم قول بدهیم که نسبت به کشور عزیزمان ایران تعصب داشته باشیم . وقتی با یک شهروند المانی در مورد کشورشان صحبت کنید اشک در چشم هایشان جمع میشود به خاطر حس میهن دوستی که دارند . و میدونم که ما جوان ها همین حس رو نصبت به کشورمون داریم و بارها این موضوع را در عمل ثابت کردیم


http://s3.picofile.com/file/8226735226/%D9%85%D8%B1%D8%BA_%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%871.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 مهر 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

ساعت 9 صبح روز پنجشنبه 94/07/02  مصادف با عید قربان حدود 7400 نفر از حاجیان هنگام انجام مناسک حج جان خود را از دست دادند . این حادثه در اثر ازدحام جمعیت و مدیریت نادرست کشور عربستان سعودی رخ داد . حادثه ای تلخ که هیچ وقت از کتاب تاریخ پاک نخواهد شد . موضوع دیگری که بعد از این حادثه تلخ ما را ناراحت کرد قضاوت ها و نظرات مردم بود . مشکل اصلی ما اینه که اصلا به حرفهایی که میزنیم فکر نمی کنیم . حرفهای یک عده دیکته وار و مثل همه . ما منتظریم تا یکی یه چیزی بگه و همه اونو تکرار کنیم بدون اینکه در مورد اون حرف یکم فکر کنیم . اگه از دست مردم بر بیاد همشون یه رساله مینویسن . این کار درستی نیست که با حرف هایمان درد خانواده هایی که عزیزانشان را از دست دادند بیشتر کنیم .

برخی از نظرات مردم در مورد این حادثه دردناک این بود :

برخی میگفتند حق شان بود نباید به مکه میرفتن و این پول را صرف نیازمندان , بیماران , اشتغال زایی , ازدواج جوانان و ... میکردند . عده ای میگفتند که برای ریا و خود نمایی به مکه رفته اند . عده ای پول حجاج را نادرست میدانستند . عده ای میگفتند که اینها کل عمر را به گناه گذرانده و اکنون رفته اند که خدا انها را ببخشد . برخی میگفتند که خدا همه جا حضور دارد و لازم نیست که حتما به حج بروند . عده ای میگفتند که مردم نباید به مکه بروند چون این پول حجاج صرف کشتن مردم بی گناه میشود . برخی این حادثه را  عذاب الهی می دانستند . عده ای هم طرف دار حجاج  بودند و میگفتند که چرا فقط پولی که خرج صفر حج میشود را می بینید و پول هایی که مردم برای خوش گذرانی به کشورهای امریکایی و اروپایی میروند , و همچنین پول هایی که در کشور اختلاس میشود را نمی بینید . و چرا فقط باید انسان های مذهبی به فکر مردم فقیر و دردمند و... باشند پس دیگران چه نقشی دارند . و این افراد حج را واجب میدانند چون خداوند امر فرموده . و ...

قضاوت با خودتان . ولی این درست نیست که پشت انسان هایی که دستشان از این دنیا کوتاه شده حرف ناشایست بزنیم . عده ای به جای عرض تسلیت و تسکین بازماندگان این حادثه تلخ , با این حرف ها نمک به زخم خانوادهایشان پاشیدند . عده ای هم مشغول به ساخت جک و کاریکاتور شدند . امیدوارم که دیگه از این اتفاقات ناخوشایند برای ما پیش نیاد . و در پایان بدانید که هر کس ﻣﺴﺌﻮﻝ زندگی خودش است و نمی تواند راجب زندگی دیگران تصمیم بگیرد . بعضی ها میگویند که اگر ما پول داشتیم به همه کمک میکردیم . باید به این افراد گفت که اگر در نداری کمک کردی بخشنده ای , نه در زمانی که ثروتمندی .

( باز هم از طرف همه مردم ایران به بازماندگان این حادثه تلخ تسلیت عرض میکنم , و امیدوارم که در سال اینده مردم تصمیم بهتری برای رفتن یا نرفتن به مکه بگیرند )


http://s3.picofile.com/file/8214171392/sshot_4.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 شهریور 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

با سلام خدمت دوستان وبلاگی عزیز , میدونم که به خاطر کم کاریم تعداد مخاطب های این وبلاگ کم شده ولی من مطالبی رو که فکر میکنم مفیده اینجا مینویسم شاید برای یک نفر مفید باشه , که همون برای من کافیه . من سعی میکنم مطالب جالب رو در وبلاگ قرار بدم اگر غیر از این بود شاید میتونستم مطالب بیشتری رو بنویسم ( البته این نظر شخصی منه) . همان طور که در پست های قبل هم اشاره کردم موضوع های انتخابی من از پیرامون خودم هست و در مورد دیدگاه انسان هایی که با انها ارتباط دارم انتخاب میکنم . البته ناگفته نمونه که بخشی از این مطالب از سایت ( بیتوته ) استفاده شده .

احساسات ما ریشه در تفکرات ما دارند. در اغلب موارد به هر گونه ای که فکر کنیم، احساسات و عواطف  ما بر این اساس شکل می گیرند. یک فرد عصبانی و سرشار از خشم و نفرت در درون ذهنش افکار خشمگینانه وجود دارند که منجر به بروز احساس عصبانیت می شوند . فردی که حسود است ذهنش مملو از افکار حسادت آمیز است  .نگرش و برداشت انسان ها از رویدادها ، بسی مهمتر و تعیین کننده تر از خود رویدادها هستند. این حقیقت وقتی وضوح می یابد که همه ما بارها دیده و شنیده ایم افرادی که با یک رویداد واحد مواجه بوده اند ، توصیفات متفاوتی وجود داشته است . آنچه مسلم است اینکه نگرش هر فرد نسبت به رویدادهای مختلف متفاوت است . این یعنی افراد مختارند که دنیا را از پشت عینک های مختلفی تماشا کنند و به آن طریق بیندیشند . به این ترتیب می توان گفت که به طور کلی برخی با عینک خوش بینانه و برخی با عینک بدبینی به دنیا می نگرند. مهم نیست که دنیا روی کدامین چرخ می گردد، انچه مهم اینکه در میان بالا و پائین های متعدد چطور به خوشبختی و حس رضایت دست پیدا کنیم.

تنها یک دسته از مردم هستند که هیچ مشکلی ندارند : کسانی در گورستان خوابیده اند . عدم توکل به خدا ، حسادت ، تکبر ، ظاهربینی ، عدم اعتماد ، عدم استقلال شخصیتی و تنبلی در برخی انسان‌ها از جمله عوامل منفی‌نگری و بدبینی است.

حوادث و واقعه های روزگار ، اعم از نعمت ها و نقمت ها ، خیرها و شرها ، لذت هـا و دردهـا ، کـامـیـابـی هـا و نـاکـامـی هـا ، بـرای اهل معرفت بسیار آموزنده است . چه بسیار تـوانـگرانی که دچار فقر شدند و یا فقرا و مساکینی که توانگر شدند . تمام فرصتها یی که ما برای ساختن خود و شکوفایی استعداد های درونی بدان نیاز داریم ، نه در نقاط امن و بی خطر زندگی که در دل بحران ها و سختی هاست که خود را به ما عرضه می کنند بوجود می آید.

حضرت علی (ع) :

انسان های بزرگ ، در باره عقاید سخن می گویند

انسان های متوسط ، در باره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک ، پشت سر دیگران سخن می گویند

وانسان های بزرگ، عظمت دیگران را می بینند

انسان های حقیر و کوچک ، عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

یکی از ویژگی های انسان های برتر که به موفقیت های بزرگ رسیدند این است که، بیشتر به علت ها می پردازند نه معلول ها. عموم افراد با معلول ها کار دارند و به عبارتی به شاخ و برگ ها می پردازند . افراد باید تلاش کنند که راهی به علت ها پیدا کنند. اگر این کارها صورت گرفت می توان در همه عرصه ها پیش رو بود. زندگی شما از مجموعه عادات شما تشکیل یافته است. هر چه عادات شما بهتر و نیکوتر باشد، زندگی شما هم عالی تر و زیباتر خواهد بود.


http://s3.picofile.com/file/8214133292/ra4_62055.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 30 مرداد 1394 :: نویسنده : فرهاد مهدی

سلام . موضوع این پست رو دنیای مجازی انتخاب کردم چون همه ما یه جورایی باهاش درگیر هستیم و ساعت های زیادی از عمرمون رو در این دنیای مجازی تلف میکنیم , البته عده ی کمی از کاربران هم هستند که از اینترنت استفاده ی درست میکنند . من هدفم از این نوشته با اون دسته از عزیزانی است که ساعت ها در شبکه های اجتماعی مثل : لاین, وایبر, تلگرام, فیسبوک و ... حضور دارند . نسل ما در دنیایی زندگی میکنند که : انسان ها ماشینی , ارتباط ها وایرلــس و دوستیها مــجازی است . نسلی شدیم که بهترین حرفای زندگیمان را نگفتیم  فقط  تایپ کردیم . نسلی که در جمع و در کنار هم هستیم ولی از هم دوریم . بوسه های شکلکی . مجنونهای آنی . لبخندهای زورکی . نسل خوابیدن با اس ام اس . نسل درد و دل با غریبه های مجازی . نسلی که دیگران را به تمسخر میگیریم . حال خیلی هامان خوب نیست ، دردناک است . در دنیای مجازی ادمها را بر معیار چهره و اندام لایک میکنند . در این دنیای مجازی همه هستند اما هیچکس نیست و در این میان چه انسانهای ساده وشریفی هستند که به بازی گرفته شده اند و چه احساسات پاکی جریحه دار شده است . معنای زندگی را در گــوگــل جستجو میکنیم . ما در دنیایی زندگی میکنیم که به انسان های واقعی نمیشود اعتماد کرد چه برسد به انسان های مجازی .

میتوان از این فضای مجازی ( اینترنت )  استفاده های درست هم کرد ,  اینترنت منبع خوبی برای پاسخ به سوالات روزمره در هر زمینه ای است . و هزاران مطالب علمی , هنری , پزشکی , ورزشی و ... دارد .

برای مثال : بیشتر ما از تکنولوژی روز دنیا ( تلفن های همراه ) استفاده میکنیم , البته تنها استفاده ما از این تکنولوژی بازی و چرخیدن در شبکه های اجتماعی است . واقعا خیلی بده که از ما یه پول چند میلیونی بگیرن و یه تکنولوژی روز رو بدن و ما هیچ اطلاعاتی از نرم افزار و سخت افزار اون چیزی که تو دستمون گرفتیم نداشته باشیم و فقط برای پز دادن جلوی دیگران بگیریم تو دستمون . ما که هیچ نقشی در پیشرفت تکنولوژی نداشتیم و فقط به عنوان یه کاربر در قبال پولی که از ما اخذ کردن , میتونیم از این تکنولوژی استفاده کنیم , پس حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم یادگیری کارکردن با این تکنولوژی است .

و در پایان بدانید که اعتیاد به اینترنت ، رفتارهای ناهنجار و ناراحتی های روحی و روانی را موجب می شود.

امیدوارم که مطالب مفید باشد ...


http://s3.picofile.com/file/8209913334/sshot_8_2_.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


----------------------------------------
عضو باشگاه نویسندگان جوان
میهن بلاگ
----------------------------------------
ارزش هر کس به فکر
اوست نه به ظاهر او
------------------------------------
اگر زندگی شما ارزش زندگی
کردن را دارد، حتما ارزش
نوشتن را هم خواهد داشت
------------------------------------
این وبلاگ دلنوشته هایی
است از خودم می نویسم ...
گاهی از جنس روزمرگی ها
گاهی از مشکلات اجتماعی
گاهی از اتفاقات پیرامون
و گاهی از دلخوری ها ...
-------------------------------------
اگر کسی را نداشتی که
به او فکر کنی به اسمان
بیندیش زیرا درآن کسی
هست که به تو می اندیشد ...
خودمون رو وابسته به متغیری
به نام انسان نکنیم ...
اگردلت گرفت سکوت کن
این روزها کسی معنای
دلتنگی رانمیداند.
-----------------------------------------

مدیر وبلاگ : فرهاد مهدی
پیوندها
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟







نظر شما در مورد وبلاگ ؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

AvaCode.69